certitude

[ایالات متحده]/ˈsɜːtɪtjuːd/
[بریتانیا]/ˈsɜːrtɪtuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعیت، اطمینان کامل از چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

absolute certitude

قطعیت مطلق

unwavering certitude

قطعیت استوار

جملات نمونه

She spoke with certitude about her beliefs.

او با اطمینان در مورد اعتقادات خود صحبت کرد.

I can't say with certitude that he will come.

نمی‌توانم با اطمینان بگویم که او خواهد آمد.

His certitude in the decision was unwavering.

اطمینان او در تصمیم‌گیری سست‌نبود.

The scientist presented his findings with certitude.

دانشمند یافته‌های خود را با اطمینان ارائه کرد.

She faced the challenge with certitude and determination.

او چالش را با اطمینان و قاطعیت مواجه شد.

The team moved forward with certitude that they would succeed.

تیم با اطمینان از موفقیت خود به جلو حرکت کرد.

He expressed his certitude that the plan would work.

او اطمینان خود را مبنی بر اینکه طرح جواب خواهد داد، ابراز کرد.

Certitude in his abilities helped him overcome obstacles.

اطمینان او در توانایی‌هایش به او کمک کرد تا بر موانع غلبه کند.

The teacher spoke with certitude when explaining the concept.

معلم هنگام توضیح مفهوم با اطمینان صحبت کرد.

The CEO's certitude in the company's future inspired the employees.

اطمینان مدیرعامل در مورد آینده شرکت باعث الهام بخشیدن به کارکنان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید