championship

[ایالات متحده]/ˈtʃæmpiənʃɪp/
[بریتانیا]/ˈtʃæmpiənʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسابقه؛ وضعیت یا موقعیت قهرمان بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

open championship

قهرمانی باز

جملات نمونه

won the championship by default.

برد مسابقات قهرمانی به صورت پیش فرض.

the championship match against Somerset.

مسابقه قهرمانی در برابر سامرست.

a face-off for the championship title.

ملاقاتی برای کسب عنوان قهرمانی.

the teams in the championship

تیم‌های مسابقات قهرمانی

winning the championship was the fulfilment of a childhood dream.

برنده شدن در مسابقات قهرمانی تحقق رویای کودکی بود.

she heads the world championship standings.

او در صدر جدول رده بندی مسابقات جهانی قرار دارد.

When will we get a crack at the championship?

چه زمانی شانس شرکت در مسابقات قهرمانی را خواهیم داشت؟

He won the championship in fine/great style.

او مسابقات قهرمانی را با سبک خوب/عالی برد.

The diving championship was a cakewalk for her.

مسابقات قهرمانی شیرجه برای او بسیار آسان بود.

her championship of the elderly and their rights.

حمایت او از سالمندان و حقوق آنها.

won the championship by sinking a clutch putt.

او مسابقات قهرمانی را با گل زدن در لحظه حساس برد.

The championship was captured by the Danes.

قهرمانی توسط دانمارکی ها به دست آمد.

The championship was won by a complete unknown.

مسابقات قهرمانی توسط یک فرد کاملاً ناشناخته برنده شد.

Alan's championship of his estranged wife.

حمایت آلان از همسر جدا شده‌اش.

the club's challenge for the championship has come a cropper.

چالش باشگاه برای مسابقات قهرمانی با شکست مواجه شد.

the championship is not as cut and dried as everyone thinks.

مسابقات قهرمانی به آسانی آنچه همه فکر می‌کنند نیست.

Programs for the championship game went like hotcakes.

برنامه‌های مسابقه قهرمانی مانند هتل‌ها به سرعت به فروش رفتند.

the championship contest hotted up.

مسابقه قهرمانی داغ‌تر شد.

he was forced to pull out of the championship because of an injury.

او به دلیل آسیب‌دیدگی مجبور به کناره‌گیری از مسابقات قهرمانی شد.

نمونه‌های واقعی

The exceptional tennis player won the championship.

بازیکن تنیس استثنایی، قهرمانی را به دست آورد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

He has won the world championship three times.

او سه بار قهرمانی جهان را به دست آورده است.

منبع: U.S. Route 66

They have won five Super Bowl championships.

آنها پنج قهرمانی سوپر بول را به دست آورده اند.

منبع: VOA Special February 2013 Collection

Brazil is looking for its sixth championship.

برزیل به دنبال ششمین قهرمانی خود است.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

They were about to lose the championship.

آنها در آستانه باختن در مسابقات بودند.

منبع: TED Talks (Audio Version) July 2015 Collection

You mean as we're going in to our bowling championship?

منظورتان این است که ما در حال ورود به مسابقات بولینگ خود هستیم؟

منبع: Modern Family - Season 08

The Cincinnati Bengals have never won a championship.

سینسیناتی بنگالز هرگز قهرمانی کسب نکرده اند.

منبع: CNN 10 Student English February 2022 Collection

They won the game. They won the championship.

آنها بازی را بردند. آنها قهرمانی را به دست آوردند.

منبع: TED Talks (Audio Version) July 2015 Collection

He led the team to two Italian football championships.

او تیم را به دو قهرمانی فوتبال ایتالیا هدایت کرد.

منبع: VOA Special English: World

The tennis player won the championship in fine style.

بازیکن تنیس با سبک و ظرافت قهرمانی را به دست آورد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید