changeably used
به صورت متغیر استفاده شده
changeably applied
به صورت متغیر اعمال شده
changeably defined
به صورت متغیر تعریف شده
changeably perceived
به صورت متغیر درک شده
changeably interpreted
به صورت متغیر تفسیر شده
changeably regarded
به صورت متغیر مورد توجه قرار گرفته
changeably referenced
به صورت متغیر ارجاع داده شده
changeably categorized
به صورت متغیر دسته بندی شده
changeably listed
به صورت متغیر فهرست شده
changeably selected
به صورت متغیر انتخاب شده
words can be used changeably in different contexts.
کلمات را میتوان در زمینههای مختلف به جای یکدیگر استفاده کرد.
he spoke changeably about his experiences.
او درباره تجربیاتش به طور متغیر صحبت کرد.
the terms are often used changeably in this field.
این اصطلاحات اغلب در این زمینه به طور متغیر استفاده میشوند.
she wears her hair changeably depending on her mood.
او بسته به حال و هوای خود، موهایش را به طور متغیر میپوشاند.
in casual conversation, people use phrases changeably.
در مکالمات غیررسمی، مردم عبارات را به طور متغیر استفاده میکنند.
they refer to the product changeably as a gadget or a device.
آنها به طور متغیر به محصول به عنوان یک گجت یا دستگاه اشاره میکنند.
he describes the situation changeably to avoid taking sides.
او برای اجتناب از طرفداری، وضعیت را به طور متغیر توصیف میکند.
colors can be used changeably to create different effects.
میتوان از رنگها به طور متغیر برای ایجاد جلوههای مختلف استفاده کرد.
in literature, characters are often portrayed changeably.
در ادبیات، شخصیتها اغلب به طور متغیر به تصویر کشیده میشوند.
he uses the terms changeably, which confuses the audience.
او از اصطلاحات به طور متغیر استفاده میکند که باعث سردرگمی مخاطب میشود.
changeably used
به صورت متغیر استفاده شده
changeably applied
به صورت متغیر اعمال شده
changeably defined
به صورت متغیر تعریف شده
changeably perceived
به صورت متغیر درک شده
changeably interpreted
به صورت متغیر تفسیر شده
changeably regarded
به صورت متغیر مورد توجه قرار گرفته
changeably referenced
به صورت متغیر ارجاع داده شده
changeably categorized
به صورت متغیر دسته بندی شده
changeably listed
به صورت متغیر فهرست شده
changeably selected
به صورت متغیر انتخاب شده
words can be used changeably in different contexts.
کلمات را میتوان در زمینههای مختلف به جای یکدیگر استفاده کرد.
he spoke changeably about his experiences.
او درباره تجربیاتش به طور متغیر صحبت کرد.
the terms are often used changeably in this field.
این اصطلاحات اغلب در این زمینه به طور متغیر استفاده میشوند.
she wears her hair changeably depending on her mood.
او بسته به حال و هوای خود، موهایش را به طور متغیر میپوشاند.
in casual conversation, people use phrases changeably.
در مکالمات غیررسمی، مردم عبارات را به طور متغیر استفاده میکنند.
they refer to the product changeably as a gadget or a device.
آنها به طور متغیر به محصول به عنوان یک گجت یا دستگاه اشاره میکنند.
he describes the situation changeably to avoid taking sides.
او برای اجتناب از طرفداری، وضعیت را به طور متغیر توصیف میکند.
colors can be used changeably to create different effects.
میتوان از رنگها به طور متغیر برای ایجاد جلوههای مختلف استفاده کرد.
in literature, characters are often portrayed changeably.
در ادبیات، شخصیتها اغلب به طور متغیر به تصویر کشیده میشوند.
he uses the terms changeably, which confuses the audience.
او از اصطلاحات به طور متغیر استفاده میکند که باعث سردرگمی مخاطب میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید