changemakers unite
کنندهی تغییرات یکپارچه شوند
local changemakers
کنندههای تغییر محلی
young changemakers
کنندههای تغییر جوان
changemakers lead
کنندههای تغییر رهبری میکنند
changemakers create
کنندههای تغییر ایجاد میکنند
changemakers inspire
کنندههای تغییر الهام میبخشند
become changemakers
شوند کنندههای تغییر
changemakers are driving social change in our city through volunteer programs.
کارگزاران تغییر در شهر ما با برنامههای داوطلبانه تغییر اجتماعی را پیش میبرند.
these changemakers are leading the way on climate action in local schools.
این کارگزاران تغییر در مدارس محلی راه را برای اقدامات مرتبط با اقلیم هدایت میکنند.
we need changemakers who can spark meaningful conversations across communities.
ما به کارگزاران تغییری نیاز داریم که بتوانند در بین جوامع گفتگوهای معنادار را ایجاد کنند.
the foundation invests in changemakers with a clear mission and measurable impact.
فونداسیون در کارگزاران تغییری سرمایه گذاری میکند که دارای مأموریت واضح و تأثیر قابل اندازه گیری هستند.
changemakers are building coalitions to address youth unemployment.
کارگزاران تغییر در حال ساخت ائتلافهایی برای مقابله با بیکاری جوانان هستند.
her talk celebrated changemakers who challenge the status quo with courage.
گفتههای او کارگزاران تغییری را تجلیل میکرد که با شجاعت موضع قدم را چالش میگیرند.
our program equips changemakers with tools to scale their impact responsibly.
برنامه ما کارگزاران تغییر را با ابزارهایی تجهیز میکند تا تأثیر خود را بهطور مسئولانه گسترش دهند.
changemakers are amplifying marginalized voices through community media.
کارگزاران تغییر با استفاده از رسانههای جامعهای صدای گروههای فروپاشیده را تقویت میکنند.
the conference brought together changemakers from the public and private sectors.
کنفرانس کارگزاران تغییر را از بخشهای عمومی و خصوصی در یک جایگاه جمع میکرد.
changemakers are forging partnerships to improve access to healthcare.
کارگزاران تغییر در حال ایجاد شراکتهایی برای بهبود دسترسی به مراقبتهای بهداشتی هستند.
they mentored young changemakers and helped them turn ideas into action.
آنها کارگزاران تغییر جوان را راهنمایی میکردند و به آنها کمک میکردند تا ایدهها را به عمل تبدیل کنند.
in tough times, changemakers keep pushing for systemic reform.
در زمانهای سخت، کارگزاران تغییر به دنبال اصلاحات سیستمی باقی میمانند.
changemakers unite
کنندهی تغییرات یکپارچه شوند
local changemakers
کنندههای تغییر محلی
young changemakers
کنندههای تغییر جوان
changemakers lead
کنندههای تغییر رهبری میکنند
changemakers create
کنندههای تغییر ایجاد میکنند
changemakers inspire
کنندههای تغییر الهام میبخشند
become changemakers
شوند کنندههای تغییر
changemakers are driving social change in our city through volunteer programs.
کارگزاران تغییر در شهر ما با برنامههای داوطلبانه تغییر اجتماعی را پیش میبرند.
these changemakers are leading the way on climate action in local schools.
این کارگزاران تغییر در مدارس محلی راه را برای اقدامات مرتبط با اقلیم هدایت میکنند.
we need changemakers who can spark meaningful conversations across communities.
ما به کارگزاران تغییری نیاز داریم که بتوانند در بین جوامع گفتگوهای معنادار را ایجاد کنند.
the foundation invests in changemakers with a clear mission and measurable impact.
فونداسیون در کارگزاران تغییری سرمایه گذاری میکند که دارای مأموریت واضح و تأثیر قابل اندازه گیری هستند.
changemakers are building coalitions to address youth unemployment.
کارگزاران تغییر در حال ساخت ائتلافهایی برای مقابله با بیکاری جوانان هستند.
her talk celebrated changemakers who challenge the status quo with courage.
گفتههای او کارگزاران تغییری را تجلیل میکرد که با شجاعت موضع قدم را چالش میگیرند.
our program equips changemakers with tools to scale their impact responsibly.
برنامه ما کارگزاران تغییر را با ابزارهایی تجهیز میکند تا تأثیر خود را بهطور مسئولانه گسترش دهند.
changemakers are amplifying marginalized voices through community media.
کارگزاران تغییر با استفاده از رسانههای جامعهای صدای گروههای فروپاشیده را تقویت میکنند.
the conference brought together changemakers from the public and private sectors.
کنفرانس کارگزاران تغییر را از بخشهای عمومی و خصوصی در یک جایگاه جمع میکرد.
changemakers are forging partnerships to improve access to healthcare.
کارگزاران تغییر در حال ایجاد شراکتهایی برای بهبود دسترسی به مراقبتهای بهداشتی هستند.
they mentored young changemakers and helped them turn ideas into action.
آنها کارگزاران تغییر جوان را راهنمایی میکردند و به آنها کمک میکردند تا ایدهها را به عمل تبدیل کنند.
in tough times, changemakers keep pushing for systemic reform.
در زمانهای سخت، کارگزاران تغییر به دنبال اصلاحات سیستمی باقی میمانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید