chattels

[ایالات متحده]/ˈʃætəlz/
[بریتانیا]/ˈʃætəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اموال منقول، اموال شخصی؛ برده‌ها (جمع)

عبارات و ترکیب‌ها

personal chattels

دارایی‌های شخصی

real chattels

دارایی‌های ثابت

moveable chattels

دارایی‌های متحرک

chattels included

دارایی‌های شامل

chattels for sale

دارایی‌های قابل فروش

chattels inventory

موجودی دارایی‌ها

chattels agreement

توافقنامه دارایی‌ها

chattels ownership

مالکیت دارایی‌ها

chattels valuation

ارزش‌گذاری دارایی‌ها

chattels transfer

انتقال دارایی‌ها

جملات نمونه

the chattels were appraised before the auction.

وسایل قبل از حراج ارزیابی شدند.

he decided to sell his chattels to pay off his debts.

او تصمیم گرفت وسایل خود را بفروشد تا بدهی هایش را پرداخت کند.

chattels can include furniture, vehicles, and equipment.

وسایل می تواند شامل مبلمان، وسایل نقلیه و تجهیزات باشد.

she inherited several valuable chattels from her grandmother.

او چندین وسیله با ارزش را از مادربزرگش به ارث برد.

in the lease agreement, the chattels were clearly listed.

در قرارداد اجاره، وسایل به وضوح فهرست شده بودند.

the chattels were stored in a secure facility.

وسایل در یک مرکز امن نگهداری می شدند.

during the divorce, they had to divide their chattels.

در طول طلاق، آنها مجبور شدند وسایل خود را تقسیم کنند.

the landlord is responsible for maintaining the chattels.

صاحب خانه مسئول نگهداری از وسایل است.

chattels are often excluded from real estate transactions.

وسایل اغلب از معاملات املاک و مستغلات حذف می شوند.

she listed all her chattels for the moving sale.

او تمام وسایل خود را برای فروش نقل مکان فهرست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید