own possessions
داراییهای خود
protecting possessions
محافظت از داراییها
lost possessions
داراییهای از دست رفته
valuable possessions
داراییهای با ارزش
personal possessions
داراییهای شخصی
family possessions
داراییهای خانوادگی
listing possessions
لیست کردن داراییها
inherited possessions
داراییهای ارثی
securing possessions
تأمین داراییها
documenting possessions
ثبت داراییها
she carefully inventoried all of her possessions after the move.
او پس از نقل مکان، به دقت تمام داراییهای خود را فهرست کرد.
the thief made off with several of the family’s most valuable possessions.
سارق با چندین دارایی ارزشمند خانواده گریخت.
he lost track of his possessions while traveling abroad for a year.
او در حالی که یک سال در خارج از کشور سفر میکرد، ردی از داراییهای خود گم کرد.
the insurance policy covered all of their possessions in the house.
بیمه نامه تمام داراییهای آنها را در خانه پوشش میداد.
materialism often leads people to prioritize possessions over relationships.
مادیگرایی اغلب باعث میشود مردم روابط را در اولویت داراییهای خود قرار دهند.
she decided to donate many of her possessions to charity.
او تصمیم گرفت بسیاری از داراییهای خود را به خیریه اهدا کند.
protecting your possessions from theft is a serious concern for homeowners.
محافظت از داراییهای خود در برابر سرقت یک نگرانی جدی برای صاحبان خانه است.
he liquidated his possessions to pay off his debts.
او داراییهای خود را برای پرداخت بدهیهایش نقد کرد.
the museum displayed a collection of ancient egyptian possessions.
موزه مجموعهای از داراییهای مصری باستان را به نمایش گذاشت.
she felt a sense of freedom after getting rid of unnecessary possessions.
او پس از خلاص شدن از شر داراییهای غیرضروری احساس آزادی کرد.
the will detailed how his possessions would be distributed among his heirs.
وصیتنامه نحوه توزیع داراییهای او در میان وارثان را شرح داد.
own possessions
داراییهای خود
protecting possessions
محافظت از داراییها
lost possessions
داراییهای از دست رفته
valuable possessions
داراییهای با ارزش
personal possessions
داراییهای شخصی
family possessions
داراییهای خانوادگی
listing possessions
لیست کردن داراییها
inherited possessions
داراییهای ارثی
securing possessions
تأمین داراییها
documenting possessions
ثبت داراییها
she carefully inventoried all of her possessions after the move.
او پس از نقل مکان، به دقت تمام داراییهای خود را فهرست کرد.
the thief made off with several of the family’s most valuable possessions.
سارق با چندین دارایی ارزشمند خانواده گریخت.
he lost track of his possessions while traveling abroad for a year.
او در حالی که یک سال در خارج از کشور سفر میکرد، ردی از داراییهای خود گم کرد.
the insurance policy covered all of their possessions in the house.
بیمه نامه تمام داراییهای آنها را در خانه پوشش میداد.
materialism often leads people to prioritize possessions over relationships.
مادیگرایی اغلب باعث میشود مردم روابط را در اولویت داراییهای خود قرار دهند.
she decided to donate many of her possessions to charity.
او تصمیم گرفت بسیاری از داراییهای خود را به خیریه اهدا کند.
protecting your possessions from theft is a serious concern for homeowners.
محافظت از داراییهای خود در برابر سرقت یک نگرانی جدی برای صاحبان خانه است.
he liquidated his possessions to pay off his debts.
او داراییهای خود را برای پرداخت بدهیهایش نقد کرد.
the museum displayed a collection of ancient egyptian possessions.
موزه مجموعهای از داراییهای مصری باستان را به نمایش گذاشت.
she felt a sense of freedom after getting rid of unnecessary possessions.
او پس از خلاص شدن از شر داراییهای غیرضروری احساس آزادی کرد.
the will detailed how his possessions would be distributed among his heirs.
وصیتنامه نحوه توزیع داراییهای او در میان وارثان را شرح داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید