chauffeur

[ایالات متحده]/'ʃəʊfə/
[بریتانیا]/ʃo'fɝ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک راننده استخدام شده از یک وسیله نقلیه موتوری
Word Forms
قسمت سوم فعلchauffeured
صفت یا فعل حال استمراریchauffeuring
جمعchauffeurs
زمان گذشتهchauffeured
شکل سوم شخص مفردchauffeurs

عبارات و ترکیب‌ها

private chauffeur

راننده خصوصی

جملات نمونه

a butler and a chauffeur who sleep in.

یک خدمتکار و یک راننده شخصی که در آنجا می‌خوابند.

My chauffeur will call for you at seven.

راننده شخصی من شما را ساعت هفت صدا خواهد کرد.

She has a chauffeur-driven limousine.

او یک اتومبیل لوکس با راننده شخصی دارد.

The chauffeur turned the sedan about.

راننده شخصی سدان را چرخاند.

A uniformed chauffeur stared straight ahead.

یک راننده شخصی با لباس فرم مستقیم به جلو خیره شد.

chauffeured the guests around town.

مهمانان را در اطراف شهر با راننده شخصی جابجا کردند.

she insisted on being chauffeured around .

او اصرار داشت که با راننده شخصی جابجا شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید