limousine

[ایالات متحده]/ˈlɪməziːn/
[بریتانیا]/ˈlɪməziːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سدان لوکس
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stretch limousine

لیموزین کشیده

limousine service

خدمات لیموزین

جملات نمونه

a bulletproof limousine

یک لیموزین ضد گلوله

She got a limousine by herself.

او به تنهایی یک لیموزین به دست آورد.

A limousine whirred him away.

یک لیموزین او را با سرعت دور برد.

a limousine with smoked windows

یک لیموزین با پنجره‌های دودی

a flotilla of glossy limousines swept past.

گشتی از سدان‌های براق از کنار عبور کردند.

the limousine was another symbol of his wealth and authority.

لیموزین نماد دیگری از ثروت و اقتدار او بود.

The limousine pulled away from the curb.

لیموزین از پیاده‌رو دور شد.

نمونه‌های واقعی

Tina and her friends hired a limousine to drive them to the prom.

تینا و دوستانش یک لیموزین استخدام کردند تا آنها را به مهمانی رقص ببرند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Some arrived on campus in limousines.

برخی با لیموزین در محوطه دانشگاه رسیدند.

منبع: Celebrity Speech Compilation

For example, in one show, Jerry and George take a limousine, or limo, meant for other passengers.

به عنوان مثال، در یک برنامه، جری و جورج یک لیموزین یا لیمو سوار می شوند که برای مسافران دیگر در نظر گرفته شده است.

منبع: Advanced Daily Grammar

America used to salute the guy in the limousine.

آمریکا زمانی مرد داخل لیموزین را مورد تحسین قرار می داد.

منبع: Billions Season 1

A limousine and a pizza, compliments of the Plaza Hotel.

یک لیموزین و یک پیتزا، لطفاً از هتل پلازا.

منبع: Home Alone 2: Lost in New York

Some celebrities simply pull up to the red carpet in a limousine.

برخی از مشاهیر به سادگی با لیموزین در فرش قرمز ظاهر می شوند.

منبع: Beauty and Fashion English

Politicians are vilified if they get off their bicycles and into official limousines.

اگر سیاستمداران از دوچرخه های خود پیاده شده و سوار لیموزین های رسمی شوند، مورد نفرت قرار می گیرند.

منبع: The Economist - Comprehensive

Well, you're used to sitting backwards in your limousine.Yeah, that's true.

خب، شما به نشستن در قسمت عقب لیموزین خود عادت دارید. بله، این درست است.

منبع: Conan Talk Show

The buildings all seemed to be empty and it was very quiet. The limousine stopped.

به نظر می رسید که همه ساختمان ها خالی هستند و بسیار آرام بود. لیموزین متوقف شد.

منبع: Storyline Online English Stories

I grabbed my bicycle and followed him. Two blocks later, I saw a limousine pull over.

دوچرخه ام را برداشتم و دنبالش رفتم. دو بلوک بعد، دیدم که یک لیموزین کنار جاده توقف کرده است.

منبع: Storyline Online English Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید