chauvinistic behavior
رفتار خودمحورانه
chauvinistic attitude
نگرش خودمحورانه
I feel nothing but pity for someone who holds such chauvinistic views.
من نسبت به کسی که چنین عقاید خودمحورانه ای دارد، چیزی جز ترحم احساس نمی کنم.
chauvinistic behavior towards women
رفتار خودمحورانه نسبت به زنان
At war's end, Martha left the marriage, fed up with her husband's chauvinistic tendencies.
در پایان جنگ، مارتا از ازدواج جدا شد، به دلیل رفتارهای مردسالارانه همسرش خسته شده بود.
منبع: Biography of Famous Historical FiguresI can't tell if your approach is enlightened or chauvinistic.
نمیتوانم بگویم رویکرد شما روشنگرانه است یا مردسالارانه.
منبع: Gossip Girl Season 4Sharp as a tack and as chauvinistic as Joan of Arc.
بهتیز و تا حد مردسالاری مانند ژاندارک.
منبع: Designated Survivor Season 1That's a very archaic, you know, ethnically and sort of, chauvinistic approach to the issue.
این یک رویکرد بسیار باستانی، میدانید، از نظر قومی و تا حدودی، مردسالارانه به این موضوع است.
منبع: TED Talks (Video Edition) Compilation of July 2022She stages chauvinistic discussions between male characters in weasels in the attic, demonstrating their obliviousness to the demands of child-rearing.
او بحثهای مردسالارانه بین شخصیتهای مرد در خردهسرها در زیرزمین را به نمایش میگذارد و نشان میدهد که آنها نسبت به نیازهای تربیت فرزند بیتوجه هستند.
منبع: The Economist CultureIn aggregate, Ms Dunlop makes a compelling case for the superiority of Chinese cuisine, and in a delighted and expansive rather than chauvinistic way.
به طور کلی، خانم دانلوپ استدلال قانعکنندهای برای برتری آشپزی چینی ارائه میدهد و به روشی سرشار از شادی و گسترده، نه مردسالارانه.
منبع: The Economist - ArtsIn aggregate, Ms Dunlop makes a compelling case for the superiority of Chinese cuisine, but in a delighted and expansive rather than chauvinistic way.
به طور کلی، خانم دانلوپ استدلال قانعکنندهای برای برتری آشپزی چینی ارائه میدهد، اما به روشی سرشار از شادی و گسترده، نه مردسالارانه.
منبع: 2023-35chauvinistic behavior
رفتار خودمحورانه
chauvinistic attitude
نگرش خودمحورانه
I feel nothing but pity for someone who holds such chauvinistic views.
من نسبت به کسی که چنین عقاید خودمحورانه ای دارد، چیزی جز ترحم احساس نمی کنم.
chauvinistic behavior towards women
رفتار خودمحورانه نسبت به زنان
At war's end, Martha left the marriage, fed up with her husband's chauvinistic tendencies.
در پایان جنگ، مارتا از ازدواج جدا شد، به دلیل رفتارهای مردسالارانه همسرش خسته شده بود.
منبع: Biography of Famous Historical FiguresI can't tell if your approach is enlightened or chauvinistic.
نمیتوانم بگویم رویکرد شما روشنگرانه است یا مردسالارانه.
منبع: Gossip Girl Season 4Sharp as a tack and as chauvinistic as Joan of Arc.
بهتیز و تا حد مردسالاری مانند ژاندارک.
منبع: Designated Survivor Season 1That's a very archaic, you know, ethnically and sort of, chauvinistic approach to the issue.
این یک رویکرد بسیار باستانی، میدانید، از نظر قومی و تا حدودی، مردسالارانه به این موضوع است.
منبع: TED Talks (Video Edition) Compilation of July 2022She stages chauvinistic discussions between male characters in weasels in the attic, demonstrating their obliviousness to the demands of child-rearing.
او بحثهای مردسالارانه بین شخصیتهای مرد در خردهسرها در زیرزمین را به نمایش میگذارد و نشان میدهد که آنها نسبت به نیازهای تربیت فرزند بیتوجه هستند.
منبع: The Economist CultureIn aggregate, Ms Dunlop makes a compelling case for the superiority of Chinese cuisine, and in a delighted and expansive rather than chauvinistic way.
به طور کلی، خانم دانلوپ استدلال قانعکنندهای برای برتری آشپزی چینی ارائه میدهد و به روشی سرشار از شادی و گسترده، نه مردسالارانه.
منبع: The Economist - ArtsIn aggregate, Ms Dunlop makes a compelling case for the superiority of Chinese cuisine, but in a delighted and expansive rather than chauvinistic way.
به طور کلی، خانم دانلوپ استدلال قانعکنندهای برای برتری آشپزی چینی ارائه میدهد، اما به روشی سرشار از شادی و گسترده، نه مردسالارانه.
منبع: 2023-35لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید