cheaply

[ایالات متحده]/'tʃi:pli/
[بریتانیا]/ˈtʃiplɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور ارزان; از ارزش کمی برخوردار.

جملات نمونه

they buy property cheaply and sell dear.

آنها ملک را ارزان می‌خرند و با قیمت بالا می‌فروشند.

two could live as cheaply as one.

دو نفر می‌توانند به اندازه یک نفر ارزان زندگی کنند.

Old bikes can be bought quite cheaply.

می‌توان دوچرخه‌های قدیمی را نسبتاً ارزان خرید.

Derelict inner-city sites could be sold off cheaply for housing.

املاک متروکه در مرکز شهر می‌توانند برای مسکن به ارامی فروخته شوند.

Competition in the market has led to goods being produced cheaply and a consequent deterioration in quality.

رقابت در بازار منجر به تولید ارزان کالاها و در نتیجه کاهش کیفیت شده است.

I bought those new plates cheaply,and the pretty rose pattern has worn off already!

من آن بشقاب‌های جدید را ارزان خریدم و طرح گل زیبای آن از بین رفته است!

For that reason, anyone being offered what appears to be high-quality coral cheaply would do well to view the matter with a certain degree of scepsis.

به همین دلیل، هر کسی که با ظاهری با کیفیت بالا مرجان ارزان پیشنهاد می‌شود، باید این موضوع را با درجه‌ای از شک و تردید بررسی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید