chickenpox

[ایالات متحده]/'tʃɪkɪnpɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واریسلا، یک بیماری پوستی که با راش مشخص می‌شود

جملات نمونه

My daughter caught chickenpox at school.

دخترم در مدرسه دچار آب‌گوشنی شد.

Chickenpox is a common childhood illness.

آب‌گوشنی یک بیماری شایع دوران کودکی است.

The doctor confirmed that it was chickenpox.

پزشک تایید کرد که آب‌گوشنی است.

Chickenpox can be very itchy.

آب‌گوشنی می‌تواند بسیار خارش‌دار باشد.

I had chickenpox when I was young.

من زمانی که جوان بودم دچار آب‌گوشنی شدم.

It's important to keep a child with chickenpox isolated.

مهم است که کودک مبتلا به آب‌گوشنی را جدا نگه دارید.

The chickenpox vaccine is recommended for children.

واکسن آب‌گوشنی برای کودکان توصیه می‌شود.

Chickenpox usually starts with a fever.

آب‌گوشنی معمولاً با تب شروع می‌شود.

She developed chickenpox blisters all over her body.

او تاول‌های آب‌گوشنی در سراسر بدن خود ایجاد کرد.

Chickenpox is highly contagious.

آب‌گوشنی بسیار مسری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید