He displayed chivalrous behavior by holding the door open for the elderly woman.
او با رفتار شوالیه وار خود با باز کردن در برای زن مسن، رفتار شایستهای از خود نشان داد.
She admired his chivalrous attitude towards women.
او به خاطر رفتار شوالیه وار او با زنان، به او احترام گذاشت.
The knight's chivalrous code dictated that he protect the weak and defenseless.
قانون شوالیه وار شوالیه ای حکم می کرد که او از ضعیفان و بی دفاعان محافظت کند.
His chivalrous nature made him a hero in her eyes.
طبع شوالیه وار او باعث شد که در نظر او قهرمان باشد.
She appreciated his chivalrous gesture of offering his seat to the pregnant woman.
او از این حرکت شوالیه وار او که صندلی خود را به خانم باردار پیشنهاد داد، قدردانی کرد.
The story depicted a chivalrous knight rescuing a damsel in distress.
داستان، یک شوالیه شوالیه وار را که یک شاهزاده خانم را از خطر نجات می داد، به تصویر می کشید.
His chivalrous behavior towards his opponents earned him respect on the battlefield.
رفتار شوالیه وار او با حریفانش باعث شد که در میدان جنگ مورد احترام قرار گیرد.
The prince's chivalrous demeanor charmed all who met him.
رفتار شوالیه وار شاهزاده، همه کسانی که با او ملاقات می کردند را مجذوب خود می کرد.
The chivalrous act of defending his honor earned him admiration from his peers.
عمل شوالیه وار دفاع از آبروی خود باعث شد که از همسالانش مورد تحسین قرار گیرد.
She was drawn to his chivalrous nature and kind heart.
او به خاطر طبیعت شوالیه وار و قلب مهربانش به او جذب شد.
He displayed chivalrous behavior by holding the door open for the elderly woman.
او با رفتار شوالیه وار خود با باز کردن در برای زن مسن، رفتار شایستهای از خود نشان داد.
She admired his chivalrous attitude towards women.
او به خاطر رفتار شوالیه وار او با زنان، به او احترام گذاشت.
The knight's chivalrous code dictated that he protect the weak and defenseless.
قانون شوالیه وار شوالیه ای حکم می کرد که او از ضعیفان و بی دفاعان محافظت کند.
His chivalrous nature made him a hero in her eyes.
طبع شوالیه وار او باعث شد که در نظر او قهرمان باشد.
She appreciated his chivalrous gesture of offering his seat to the pregnant woman.
او از این حرکت شوالیه وار او که صندلی خود را به خانم باردار پیشنهاد داد، قدردانی کرد.
The story depicted a chivalrous knight rescuing a damsel in distress.
داستان، یک شوالیه شوالیه وار را که یک شاهزاده خانم را از خطر نجات می داد، به تصویر می کشید.
His chivalrous behavior towards his opponents earned him respect on the battlefield.
رفتار شوالیه وار او با حریفانش باعث شد که در میدان جنگ مورد احترام قرار گیرد.
The prince's chivalrous demeanor charmed all who met him.
رفتار شوالیه وار شاهزاده، همه کسانی که با او ملاقات می کردند را مجذوب خود می کرد.
The chivalrous act of defending his honor earned him admiration from his peers.
عمل شوالیه وار دفاع از آبروی خود باعث شد که از همسالانش مورد تحسین قرار گیرد.
She was drawn to his chivalrous nature and kind heart.
او به خاطر طبیعت شوالیه وار و قلب مهربانش به او جذب شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید