chocolatey

[ایالات متحده]/ˈtʃɒkləti/
[بریتانیا]/ˈtʃɑːklɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای طعم یا ویژگی‌های شکلات؛ شبیه یا یادآور شکلات

عبارات و ترکیب‌ها

chocolatey cake

کیک شکلاتی

chocolatey dessert

دسر شکلاتی

chocolatey drink

نوشیدنی شکلاتی

chocolatey flavor

طعم شکلاتی

chocolatey goodness

خوشمزگی شکلاتی

chocolatey treat

اجازه شکلاتی

chocolatey fudge

فدج شکلاتی

chocolatey cookie

کیک شکلاتی

chocolatey ice cream

آیس‌کریم شکلاتی

chocolatey spread

كره شكلاتی

جملات نمونه

she loves chocolatey desserts like brownies and mousse.

او عاشق دسرهای شکلاتی مانند براونی و موس است.

the chocolatey flavor of the cake was irresistible.

طعم شکلاتی کیک غیرقابل مقاومت بود.

he prefers chocolatey drinks over fruity ones.

او ترجیح می دهد نوشیدنی های شکلاتی را نسبت به میوه ای ها.

we enjoyed a chocolatey snack while watching the movie.

ما در حین تماشای فیلم از یک میان وعده شکلاتی لذت بردیم.

the chocolatey aroma filled the kitchen as she baked.

همانطور که او شیرینی درست می کرد، عطر شکلاتی آشپزخانه را پر کرد.

he added chocolatey syrup to his ice cream.

او شربت شکلاتی را به بستنی خود اضافه کرد.

chocolatey treats are perfect for celebrations.

شکلات ها برای جشن ها عالی هستند.

she made a chocolatey smoothie for breakfast.

او برای صبحانه یک اسموتی شکلاتی درست کرد.

the chocolatey goodness of this bar is unmatched.

خوشمزگی شکلاتی این میله بی نظیر است.

he loves the chocolatey taste of his favorite candy.

او عاشق طعم شکلاتی آبنبات مورد علاقه خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید