chokeholds

[ایالات متحده]/[ˈtʃoʊk.həʊld]/
[بریتانیا]/[ˈtʃoʊk.hoʊld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حالت قفل گرفتن در بорش، که یک بورش دست‌هایش را حول گردن و بدن بالایی حریف فشرده می‌گذارد و تنفس او را محدود می‌کند؛ یک وضعیت که پیشرفت یا توسعه را محدود می‌کند.
v. اعمال یک حالت قفل گرفتن؛ محدود یا مانع پیشرفت شدن شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid chokeholds

گریز از شکن‌های گلو

illegal chokeholds

شکن‌های گلو غیرقانونی

applied chokeholds

شکن‌های گلو اعمال شده

chokeholds banned

شکن‌های گلو ممنوع

using chokeholds

استفاده از شکن‌های گلو

history of chokeholds

تاریخچه شکن‌های گلو

deadly chokeholds

شکن‌های گلو مرگبار

training on chokeholds

آموزش در مورد شکن‌های گلو

prohibited chokeholds

شکن‌های گلو ممنوع

restricting chokeholds

محدود کردن شکن‌های گلو

جملات نمونه

the suspect struggled against the officer's chokeholds.

مشکوک به اینکه در برابر گرفتن گردن افسر مقاومت کرد.

witnesses described the officer using chokeholds during the arrest.

گواهان این را توصیف کردند که افسر در حین بازداشت از گرفتن گردن استفاده کرده است.

the new law restricts the use of chokeholds by law enforcement.

قانون جدید استفاده از گرفتن گردن توسط نیروی انتظامی را محدود می کند.

training emphasized alternatives to potentially dangerous chokeholds.

آموزش گزینه هایی را که جایگزین گرفتن گردن خطرناک می باشند، تاکید می کند.

critics argue chokeholds can lead to serious injury or death.

انتقادات می گویند گرفتن گردن می تواند منجر به آسیب جدی یا مرگ شود.

the video showed the officer applying chokeholds with excessive force.

ویدئو نشان داد که افسر با قدرت بیش از حد گرفتن گردن را اعمال کرده است.

the police department banned chokeholds following public outcry.

پس از اعتراض عمومی، بخش پلیس گرفتن گردن را ممنوع کرد.

he feared the opponent would use chokeholds during the fight.

او می ترسید که رقیب در حین مبارزه از گرفتن گردن استفاده کند.

the martial arts instructor demonstrated proper chokehold techniques.

مربی هنرهای رزمی فن های مناسب گرفتن گردن را نشان داد.

the investigation focused on the officer's use of chokeholds.

تحقيق بر روی استفاده افسر از گرفتن گردن متمرکز بود.

the jury deliberated on whether the chokeholds were justified.

هیئت محاکمه در مورد اینکه آیا گرفتن گردن مورد توجيه قرار می گیرد، به بحث پرداخت.

the athlete practiced escaping from various chokeholds.

ورزشکار تمرین فرار از گرفتن گردن های مختلف را انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید