chooses

[ایالات متحده]/tʃuːzɪz/
[بریتانیا]/tʃuzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انتخاب یا انتخاب کردن؛ تصمیم گرفتن یا ترجیح دادن؛ تعیین کردن یا مشخص کردن؛ داشتن علاقه به

عبارات و ترکیب‌ها

he chooses

او انتخاب می‌کند

she chooses

او انتخاب می‌کند

who chooses

چه کسی انتخاب می‌کند

they choose

آنها انتخاب می‌کنند

always chooses

همیشه انتخاب می‌کند

frequently chooses

اغراق‌آمیز انتخاب می‌کند

often chooses

اغلب انتخاب می‌کند

finally chooses

در نهایت انتخاب می‌کند

carefully chooses

با دقت انتخاب می‌کند

randomly chooses

به طور تصادفی انتخاب می‌کند

جملات نمونه

she chooses to study abroad for her master's degree.

او تصمیم می‌گیرد برای ادامه تحصیل فوق‌لیسانس خود به خارج از کشور برود.

he always chooses the healthiest option on the menu.

او همیشه سالم‌ترین گزینه را در منو انتخاب می‌کند.

the committee chooses the best candidate for the job.

کمیته بهترین نامزد را برای این شغل انتخاب می‌کند.

they choose to travel during the off-peak season.

آنها تصمیم می‌گیرند در فصل کم گردشگر سفر کنند.

she chooses to volunteer at the local shelter.

او تصمیم می‌گیرد در پناهگاه محلی داوطلب شود.

he chooses to invest in renewable energy sources.

او تصمیم می‌گیرد در منابع انرژی تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کند.

the teacher chooses interesting topics for discussion.

معلم موضوعات جالب برای بحث انتخاب می‌کند.

they choose to celebrate their anniversary in a special way.

آنها تصمیم می‌گیرند سالگرد عروسی خود را به روش خاصی جشن بگیرند.

she chooses her words carefully when giving feedback.

او هنگام ارائه بازخورد، کلمات خود را با دقت انتخاب می‌کند.

the child chooses a toy from the store.

کودک یک اسباب‌بازی از مغازه انتخاب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید