christened

[ایالات متحده]/ˈkrɪsənd/
[بریتانیا]/ˈkrɪsənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نامگذاری کردن کسی در مراسم تعمید

عبارات و ترکیب‌ها

christened with water

با آب نام‌گذاری شد

christened by priest

توسط کشیش نام‌گذاری شد

christened in church

در کلیسا نام‌گذاری شد

christened as mary

به نام مریم نام‌گذاری شد

christened the ship

کشتی را نام‌گذاری کرد

christened a baby

یک نوزاد را نام‌گذاری کرد

christened after father

به نام پدر نام‌گذاری شد

christened in water

با آب نام‌گذاری شد

christened with name

با نام نام‌گذاری شد

christened by family

توسط خانواده نام‌گذاری شد

جملات نمونه

the ship was christened in a grand ceremony.

کشتی در یک مراسم باشکوه نام‌گذاری شد.

they decided to have their daughter christened at the local church.

آنها تصمیم گرفتند دخترشان را در کلیسای محلی نام‌گذاری کنند.

the new product was christened with a catchy name.

محصول جدید با یک نام جذاب نام‌گذاری شد.

she was christened after her grandmother.

او به نام مادربزرگش نام‌گذاری شد.

he was christened in a small family gathering.

او در یک جمع خانوادگی کوچک نام‌گذاری شد.

the festival was christened the "festival of lights."

جشنواره با نام "جشنواره نور" نام‌گذاری شد.

the baby was christened with a beautiful name.

نوزاد با یک نام زیبا نام‌گذاری شد.

the new restaurant was christened "gourmet haven."

رستوران جدید با نام "بهشت غذایی" نام‌گذاری شد.

they christened their new puppy max.

آنها توله سگ جدیدشان را ماکس نام‌گذاری کردند.

the project was christened "green initiative."

پروژه با نام "ابتکار عمل سبز" نام‌گذاری شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید