launched

[ایالات متحده]/lɔːntʃt/
[بریتانیا]/lɔntʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ارسال کردن یا حرکت دادن; شروع کردن یا آغاز کردن; شروع کردن یا انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

launched successfully

با موفقیت راه اندازی شد

launched recently

به تازگی راه اندازی شد

launched globally

به طور جهانی راه اندازی شد

launched quickly

به سرعت راه اندازی شد

launched officially

به طور رسمی راه اندازی شد

launched today

امروز راه اندازی شد

launched earlier

قبلاً راه اندازی شد

launched jointly

به صورت مشترک راه اندازی شد

launched effectively

به طور موثر راه اندازی شد

launched quietly

به طور آرام راه اندازی شد

جملات نمونه

the company launched a new product last week.

شرکت هفته گذشته یک محصول جدید عرضه کرد.

the government launched an initiative to reduce pollution.

دولت یک طرح برای کاهش آلودگی آغاز کرد.

they launched a campaign to promote healthy eating.

آنها یک کمپین برای ترویج تغذیه سالم راه اندازی کردند.

she launched her own fashion line this year.

او امسال خط مد خود را راه اندازی کرد.

the team launched a new website to attract customers.

تیم یک وب سایت جدید برای جذب مشتریان راه اندازی کرد.

the app was launched after months of development.

اپلیکیشن پس از ماه ها توسعه راه اندازی شد.

he launched a podcast to share his experiences.

او یک پادکست برای به اشتراک گذاشتن تجربیات خود راه اندازی کرد.

the organization launched a fundraiser for local charities.

سازمان یک اهدای کمک برای خیریه های محلی راه اندازی کرد.

we launched a survey to gather customer feedback.

ما یک نظرسنجی برای جمع آوری بازخورد مشتریان راه اندازی کردیم.

the school launched a new program to improve student engagement.

مدرسه یک برنامه جدید برای بهبود مشارکت دانش آموزان راه اندازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید