chromaphobic

[ایالات متحده]/krəʊˈmeɪfəʊbɪk/
[بریتانیا]/kroʊˈmeɪfoʊbɪk/

ترجمه

adj. مربوط به کروما فوبیا؛ دارای ترس یا اجتناب از رنگ‌ها
n. شخصی که از رنگ‌ها ترسیده یا آن‌ها را اجتناب می‌کند
v. ترسیدن یا اجتناب از رنگ‌ها؛ توسعه ترسی از رنگ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

being chromaphobic

بودن چروموفریب

extremely chromaphobic

خیلی چروموفریب

chromaphobic tendencies

ریشه‌های چروموفریب

became chromaphobic

چروموفریب شد

chromaphobic reaction

reaksiyon چروموفریب

highly chromaphobic

بسیار چروموفریب

chromaphobic person

شخص چروموفریب

seems chromaphobic

به نظر می‌رسد چروموفریب باشد

profoundly chromaphobic

به طور عمیق چروموفریب

acting chromaphobic

رفتار چروموفریب

جملات نمونه

the chromaphobic patient refused to enter the colorful waiting room.

بیمار رنگ‌گریز نمی‌خواست وارد اتاق انتظار رنگ‌بندی شده شود.

her chromaphobic tendencies made her choose a minimalist black-and-white wardrobe.

تendance رنگ‌گریزی او باعث شد تا یک گیم‌کاد مینیمالیستی سیاه و سفید انتخاب کند.

the chromaphobic designer created an entirely grayscale portfolio.

طراح رنگ‌گریز یک پرتفولیو کاملاً گری ایجاد کرد.

children often develop chromaphobic reactions to overly bright stimuli.

کودکان اغلب به دلیل تحریک‌های نورانی بیش از حد، واکنش‌های رنگ‌گریزی توسعه می‌دهند.

his chromaphobic symptoms improved after cognitive behavioral therapy.

علائم رنگ‌گریزی او پس از درمان رفتاری بهبود یافت.

the chromaphobic artist surprisingly used vibrant colors in his latest exhibition.

هنرمند رنگ‌گریز به طور شگفت‌آوری در نمایشگاه جدیدش از رنگ‌های زنده استفاده کرد.

research indicates that chromaphobic individuals may have heightened visual sensitivities.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که افراد رنگ‌گریز ممکن است حساسیت بصری افزایش یافته داشته باشند.

she found the neon lights chromaphobic and had to leave the nightclub immediately.

او نورهای نئون را رنگ‌گریز یافت و باید فوراً از کلوپ شیک خارج شد.

the chromaphobic writer described the autumn landscape using only gray tones.

نویسنده رنگ‌گریز با استفاده از تون‌های خاکستری، منظر پاییز را توصیف کرد.

environmental factors can trigger chromaphobic behaviors in genetically susceptible individuals.

عوامل محیطی می‌توانند رفتارهای رنگ‌گریزی را در افراد گرایش‌پذیر ژنتیکی ایجاد کنند.

the chromaphobic architect designed buildings with muted earth-tone color palettes.

معمار رنگ‌گریز ساختمان‌هایی را با رنگ‌های خاکی کم‌رنگ طراحی کرد.

understanding chromaphobic responses helps healthcare professionals create better environments.

درک واکنش‌های رنگ‌گریزی به مهندسان بهداشتی کمک می‌کند تا محیط‌های بهتری ایجاد کنند.

her chromaphobic reactions intensified during the fluorescent-lit conference.

واکنش‌های رنگ‌گریزی او در کنفرانس روشنایی فلورسنت تقویت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید