color-averse

[ایالات متحده]/[ˈkʌlər əvɜːs]/
[بریتانیا]/[ˈkʌlər əvɜːrs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خمّه‌ای یا ناخواسته‌ای که از رنگ استفاده نکند یا پذیرفته نشود، به ویژه در لباس یا طراحی؛ از رنگ‌های روشن یا زنده پرهیز یا آن‌ها را نمی‌خواهد.

عبارات و ترکیب‌ها

color-averse designs

طراحی‌های بی‌رنگ

being color-averse

بودن بی‌رنگ

color-averse palette

پالت بی‌رنگ

felt color-averse

احساس بی‌رنگ بودن

seem color-averse

به نظر می‌رسد بی‌رنگ باشد

inherently color-averse

بی‌رنگ به طور ذاتی

color-averse client

مشتری بی‌رنگ

was color-averse

بود بی‌رنگ

color-averse branding

برندینگ بی‌رنگ

quite color-averse

خیلی بی‌رنگ

جملات نمونه

the interior designer was surprisingly color-averse, preferring neutral tones.

طراح داخلی به طور شگفت‌آوری از رنگ‌ها بی‌خیال بود و به رنگ‌های خنک ترجیح می‌داد.

his color-averse approach to marketing limited the product's appeal.

رویکرد او که از رنگ‌ها بی‌خیال بود در بازاریابی، جذابیت محصول را محدود کرد.

she's color-averse and tends to choose black or gray for her outfits.

او از رنگ‌ها بی‌خیال است و به طور معمول برای لباس‌هایش سیاه یا خاکی انتخاب می‌کند.

the company's branding was color-averse, lacking vibrancy and excitement.

برندسازی شرکت از رنگ‌ها بی‌خیال بود و از زیبایی و شوق کم‌القيمه بود.

despite the brief's request for bold colors, the client remained color-averse.

در دستورالعمل از خواسته شده بود که از رنگ‌های جسورانه استفاده شود، اما مشتری هنوز از رنگ‌ها بی‌خیال ماند.

the artist's color-averse palette resulted in a rather muted painting.

پالت رنگی هنرمند که از رنگ‌ها بی‌خیال بود، منجر به یک نقاشی خاموش شد.

we tried to persuade him, but he was stubbornly color-averse.

ما سعی کردیم او را متقاعد کنیم، اما او به طور یکنواخت از رنگ‌ها بی‌خیال بود.

the architect's color-averse design choices created a monotonous facade.

انتخاب‌های طراحی معمار که از رنگ‌ها بی‌خیال بود، یک فاساد یکنواخت ایجاد کرد.

the report highlighted how color-averse the campaign was to younger audiences.

گزارش روشن کرد که چگونه کمپین به گروه‌های جوان از رنگ‌ها بی‌خیال بود.

even with a wide range of options, he remained color-averse in his selection.

حتی با داشتن محدوده گسترده‌ای از گزینه‌ها، او در انتخاب‌هایش از رنگ‌ها بی‌خیال ماند.

the team's color-averse strategy failed to capture consumer attention.

استراتژی گروه که از رنگ‌ها بی‌خیال بود، توجه مصرف‌کننده را جذب نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید