chromosome-related

[ایالات متحده]/[ˈkrəʊməzɒm rɪˈleɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈkroʊməˌzɑːm rɪˈleɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل کروموزوم‌ها؛ تحت تأثیر کروموزوم‌ها قرار گرفته یا آن‌ها را تأثیر می‌گذارد
n. چیزی که مربوط به یا شامل کروموزوم‌ها است.

عبارات و ترکیب‌ها

chromosome-related disorders

اختلالات مرتبط با کروموزوم

chromosome-related analysis

تحلیل مرتبط با کروموزوم

chromosome-related research

پژوهش‌های مرتبط با کروموزوم

chromosome-related genes

ژن‌های مرتبط با کروموزوم

chromosome-related abnormalities

عدم نرمالیته‌های مرتبط با کروموزوم

assessing chromosome-related

ارزیابی مرتبط با کروموزوم

investigating chromosome-related

بررسی مرتبط با کروموزوم

chromosome-related inheritance

وراثت مرتبط با کروموزوم

chromosome-related risks

ریسک‌های مرتبط با کروموزوم

chromosome-related testing

آزمایش‌های مرتبط با کروموزوم

جملات نمونه

the study investigated chromosome-related abnormalities in the patient's cells.

این مطالعه ناهarمونی‌های مرتبط با کروموزوم‌ها در سلول‌های بیمار را بررسی کرد.

genetic counseling often involves discussing chromosome-related risks with expectant parents.

مکالمه ژنتیکی اغلب شامل بحث درباره خطرات مرتبط با کروموزوم‌ها با والدین منتظر است.

researchers are exploring chromosome-related therapies for certain cancers.

پژوهشگران در حال بررسی درمان‌های مرتبط با کروموزوم‌ها برای برخی از سرطان‌ها هستند.

a chromosome-related disorder can significantly impact development.

یک اختلال مرتبط با کروموزوم‌ها می‌تواند توسعه را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.

prenatal screening may include testing for chromosome-related conditions.

تست‌های پیش از تولد ممکن است شامل آزمایش‌های مرتبط با کروموزوم‌ها باشد.

the lab focused on chromosome-related structural variations.

آزمایشگاه روی تغییرات ساختاری مرتبط با کروموزوم‌ها تمرکز داشت.

understanding chromosome-related inheritance patterns is crucial for geneticists.

درک الگوهای وراثت مرتبط با کروموزوم‌ها برای ژنتیست‌ها حیاتی است.

karyotyping is a technique used to analyze chromosome-related structure.

کاریوتیپ‌بندی یک فنون است که برای تحلیل ساختار مرتبط با کروموزوم‌ها استفاده می‌شود.

the team analyzed chromosome-related data from multiple families.

تیم داده‌های مرتبط با کروموزوم‌ها از چند خانواده را تحلیل کرد.

new diagnostic tools are being developed for chromosome-related syndromes.

ابزارهای تشخیصی جدید برای سندرم‌های مرتبط با کروموزوم‌ها در حال توسعه است.

the report detailed the findings regarding chromosome-related mutations.

گزارش یافته‌های مربوط به جهش‌های مرتبط با کروموزوم‌ها را به طور جزئی توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید