cicatrices

[ایالات متحده]/ˈsɪkətrɪs/
[بریتانیا]/ˈsɪkətrɪs/

ترجمه

n. علامتی که پس از بهبود زخم بر روی پوست باقی می‌ماند؛ اسکار بر روی گیاه جایی که یک برگ یا شاخه برداشته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

cicatrice healing

بهبودی اسکار

cicatrice treatment

درمان اسکار

cicatrice formation

تشکیل اسکار

cicatrice appearance

ظاهر اسکار

cicatrice care

مراقبت از اسکار

cicatrice removal

جدا کردن اسکار

cicatrice scar

اسکار

cicatrice reduction

کاهش اسکار

cicatrice pain

درد اسکار

cicatrice analysis

تجزیه و تحلیل اسکار

جملات نمونه

she has a cicatrice on her arm from the surgery.

او یک جای زخم روی بازویش از جراحی دارد.

the cicatrice faded over time.

جای زخم با گذشت زمان محو شد.

he showed me the cicatrice from his childhood accident.

او جای زخم ناشی از حادثه دوران کودکی‌اش را به من نشان داد.

many people are self-conscious about their cicatrices.

بسیاری از افراد در مورد جای زخم های خود احساس ناامنی می کنند.

the doctor explained how to care for the cicatrice.

پزشک توضیح داد که چگونه از جای زخم مراقبت کنید.

she felt proud of her cicatrice as a symbol of survival.

او به عنوان نمادی از بقا، به جای زخم خود افتخار می کرد.

he covered the cicatrice with a bandage.

او جای زخم را با یک باند پوشاند.

the cicatrice reminded her of a difficult time.

جای زخم او را به یاد دوران سختی انداخت.

they discussed the best treatments for cicatrices.

آنها بهترین درمان ها برای جای زخم را مورد بحث قرار دادند.

her cicatrice tells a story of resilience.

جای زخم او داستان تاب آوری را بیان می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید