cicatrice healing
بهبودی اسکار
cicatrice treatment
درمان اسکار
cicatrice formation
تشکیل اسکار
cicatrice appearance
ظاهر اسکار
cicatrice care
مراقبت از اسکار
cicatrice removal
جدا کردن اسکار
cicatrice scar
اسکار
cicatrice reduction
کاهش اسکار
cicatrice pain
درد اسکار
cicatrice analysis
تجزیه و تحلیل اسکار
she has a cicatrice on her arm from the surgery.
او یک جای زخم روی بازویش از جراحی دارد.
the cicatrice faded over time.
جای زخم با گذشت زمان محو شد.
he showed me the cicatrice from his childhood accident.
او جای زخم ناشی از حادثه دوران کودکیاش را به من نشان داد.
many people are self-conscious about their cicatrices.
بسیاری از افراد در مورد جای زخم های خود احساس ناامنی می کنند.
the doctor explained how to care for the cicatrice.
پزشک توضیح داد که چگونه از جای زخم مراقبت کنید.
she felt proud of her cicatrice as a symbol of survival.
او به عنوان نمادی از بقا، به جای زخم خود افتخار می کرد.
he covered the cicatrice with a bandage.
او جای زخم را با یک باند پوشاند.
the cicatrice reminded her of a difficult time.
جای زخم او را به یاد دوران سختی انداخت.
they discussed the best treatments for cicatrices.
آنها بهترین درمان ها برای جای زخم را مورد بحث قرار دادند.
her cicatrice tells a story of resilience.
جای زخم او داستان تاب آوری را بیان می کند.
cicatrice healing
بهبودی اسکار
cicatrice treatment
درمان اسکار
cicatrice formation
تشکیل اسکار
cicatrice appearance
ظاهر اسکار
cicatrice care
مراقبت از اسکار
cicatrice removal
جدا کردن اسکار
cicatrice scar
اسکار
cicatrice reduction
کاهش اسکار
cicatrice pain
درد اسکار
cicatrice analysis
تجزیه و تحلیل اسکار
she has a cicatrice on her arm from the surgery.
او یک جای زخم روی بازویش از جراحی دارد.
the cicatrice faded over time.
جای زخم با گذشت زمان محو شد.
he showed me the cicatrice from his childhood accident.
او جای زخم ناشی از حادثه دوران کودکیاش را به من نشان داد.
many people are self-conscious about their cicatrices.
بسیاری از افراد در مورد جای زخم های خود احساس ناامنی می کنند.
the doctor explained how to care for the cicatrice.
پزشک توضیح داد که چگونه از جای زخم مراقبت کنید.
she felt proud of her cicatrice as a symbol of survival.
او به عنوان نمادی از بقا، به جای زخم خود افتخار می کرد.
he covered the cicatrice with a bandage.
او جای زخم را با یک باند پوشاند.
the cicatrice reminded her of a difficult time.
جای زخم او را به یاد دوران سختی انداخت.
they discussed the best treatments for cicatrices.
آنها بهترین درمان ها برای جای زخم را مورد بحث قرار دادند.
her cicatrice tells a story of resilience.
جای زخم او داستان تاب آوری را بیان می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید