ciphered

[ایالات متحده]/ˈsaɪfə(r)d/
[بریتانیا]/ˈsaɪfərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.t. تبدیل یک پیام به یک کد
v.vi. استفاده از یک کد یا رمز

عبارات و ترکیب‌ها

ciphered message

پیام رمزگذاری شده

ciphered text

متن رمزگذاری شده

ciphered code

کد رمزگذاری شده

ciphered data

اطلاعات رمزگذاری شده

ciphered file

فایل رمزگذاری شده

ciphered information

اطلاعات رمزگذاری شده

ciphered key

کلید رمزگذاری شده

ciphered algorithm

الگوریتم رمزگذاری شده

ciphered transmission

ارسال رمزگذاری شده

ciphered signal

سیگنال رمزگذاری شده

جملات نمونه

the message was ciphered for security reasons.

پیام به دلایل امنیتی رمزگذاری شد.

she learned how to decipher ciphered texts.

او یاد گرفت که متون رمزگذاری شده را رمزگشایی کند.

his thoughts were ciphered in a complex code.

افکار او در یک کد پیچیده رمزگذاری شده بود.

the ancient scrolls were ciphered to protect their secrets.

نسخه‌های باستانی برای محافظت از اسرارشان رمزگذاری شده بودند.

they used a ciphered language during the meeting.

آنها در طول جلسه از یک زبان رمزگذاری شده استفاده کردند.

the data was ciphered to prevent unauthorized access.

داده ها برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز رمزگذاری شدند.

experts are needed to read ciphered communications.

برای خواندن ارتباطات رمزگذاری شده به متخصصان نیاز است.

he was skilled at creating ciphered messages.

او در ایجاد پیام های رمزگذاری شده مهارت داشت.

they discovered a ciphered message hidden in the artwork.

آنها یک پیام رمزگذاری شده پنهان در آثار هنری کشف کردند.

the spy sent ciphered reports back to headquarters.

جاسوس گزارش های رمزگذاری شده را به مقر فرماندهی ارسال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید