deciphered

[ایالات متحده]/dɪˈsaɪfə(r)d/
[بریتانیا]/dɪˈsaɪfərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک پیام یا متن را رمزگشایی یا تفسیر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deciphered code

رمزگشایی شده

deciphered message

پیام رمزگشایی شده

deciphered text

متن رمزگشایی شده

deciphered symbols

نمادهای رمزگشایی شده

deciphered language

زبان رمزگشایی شده

deciphered notes

یادداشت‌های رمزگشایی شده

deciphered clues

سرنخ‌های رمزگشایی شده

deciphered secrets

رازهای رمزگشایی شده

deciphered patterns

الگوهای رمزگشایی شده

deciphered signals

آثار رمزگشایی شده

جملات نمونه

the code was finally deciphered after many attempts.

کد پس از تلاش‌های فراوان سرانجام رمزگشایی شد.

she deciphered the ancient text with great skill.

او با مهارت فراوان متن باستانی را رمزگشایی کرد.

the scientist deciphered the dna sequence.

دانشمند توالی DNA را رمزگشایی کرد.

he deciphered the message hidden in the painting.

او پیامی که در نقاشی پنهان شده بود را رمزگشایی کرد.

the team worked together to decipher the complex puzzle.

تیم برای رمزگشایی از معمای پیچیده با هم همکاری کردند.

after years of study, they finally deciphered the lost language.

پس از سال‌ها مطالعه، آن‌ها سرانجام زبان گمشده را رمزگشایی کردند.

the archaeologist deciphered the inscriptions on the stone tablet.

باستان‌شناس نوشته‌های روی لوح سنگی را رمزگشایی کرد.

she quickly deciphered the instructions for the new software.

او به سرعت دستورالعمل‌های نرم‌افزار جدید را رمزگشایی کرد.

the cryptographer deciphered the secret messages during the war.

رمزنگار پیام‌های مخفی را در طول جنگ رمزگشایی کرد.

they deciphered the clues left by the previous explorers.

آن‌ها سرنخ‌های رها شده توسط کاوشگران قبلی را رمزگشایی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید