circumspectly

[ایالات متحده]/'sə:kəmspektli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با احتیاط و دقت، با هوشیاری و توجه.

جملات نمونه

She approached the situation circumspectly.

او با احتیاط و دقت با این وضعیت روبرو شد.

He spoke circumspectly about his plans.

او با احتیاط و دقت در مورد برنامه هایش صحبت کرد.

The detective examined the evidence circumspectly.

مامور پلیس مدارک را با احتیاط و دقت بررسی کرد.

They circumspectly navigated through the dangerous terrain.

آنها با احتیاط و دقت از میان زمین ناهموار و خطرناک عبور کردند.

The politician answered the questions circumspectly.

سیاستمدار با احتیاط و دقت به سؤالات پاسخ داد.

She circumspectly avoided discussing the sensitive topic.

او با احتیاط و دقت از بحث در مورد موضوع حساس خودداری کرد.

He circumspectly considered his options before making a decision.

او قبل از تصمیم گیری، گزینه های خود را با احتیاط و دقت در نظر گرفت.

The journalist reported the news circumspectly to avoid misinformation.

روزنامه‌نگار برای جلوگیری از اطلاعات نادرست، اخبار را با احتیاط و دقت گزارش کرد.

The lawyer advised his client to proceed circumspectly in the legal matter.

وکیل به موکلش توصیه کرد که در این موضوع حقوقی با احتیاط و دقت پیش برود.

They circumspectly analyzed the risks before investing in the project.

آنها قبل از سرمایه گذاری در پروژه، خطرات را با احتیاط و دقت تجزیه و تحلیل کردند.

نمونه‌های واقعی

She goes quietly and circumspectly out to the right.

او به آرامی و با احتیاط به سمت راست می‌رود.

منبع: Haida Gaobule

I walked very circumspectly, for fear of being surprised, or suddenly shot with an arrow from behind, or on either side.

من بسیار با احتیاط راه رفتم، از ترس اینکه غافلگیر شوم، یا ناگهان از پشت یا کنارم با تیری مورد اصابت قرار گیرم.

منبع: Gulliver's Travels (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید