prudently

[ایالات متحده]/'pru:dəntli/
[بریتانیا]/ˈprudəntlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور دقیق و با تامل؛ با احتیاط حکیمانه و قضاوت خوب.

عبارات و ترکیب‌ها

act prudently

عمل عاقلانه

spend prudently

هزینه کردن با دقت

invest prudently

سرمایه‌گذاری با دقت

speak prudently

سخن گفتن با دقت

جملات نمونه

He prudently pursued his plan.

او با دقت و احتیاط طرح خود را دنبال کرد.

It is important to invest prudently in the stock market.

سرمایه‌گذاری با دقت و احتیاط در بازار سهام مهم است.

She prudently saved money for her future.

او با دقت و احتیاط برای آینده خود پس انداز کرد.

He prudently considered all the options before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، تمام گزینه‌ها را با دقت و احتیاط در نظر گرفت.

Prudently managing your finances can lead to long-term stability.

مدیریت دقیق و محتاطانه امور مالی شما می‌تواند منجر به ثبات بلندمدت شود.

The company prudently expanded its operations to new markets.

شرکت با دقت و احتیاط فعالیت‌های خود را به بازارهای جدید گسترش داد.

Prudently handling sensitive information is crucial in this job.

مدیریت محتاطانه اطلاعات حساس در این شغل بسیار مهم است.

She prudently checked the weather forecast before planning the outdoor event.

او قبل از برنامه‌ریزی رویداد فضای باز، با دقت و احتیاط پیش‌بینی هوا را بررسی کرد.

Prudently considering the risks involved is part of being a responsible adult.

در نظر گرفتن با دقت و احتیاط خطرات احتمالی بخشی از مسئولیت بزرگسال بودن است.

He prudently sought advice from experts before making a major decision.

او قبل از اتخاذ تصمیم مهم، با دقت و احتیاط از متخصصان مشورت گرفت.

Prudently managing your time can lead to increased productivity.

مدیریت دقیق و محتاطانه زمان شما می‌تواند منجر به افزایش بهره‌وری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید