citation

[ایالات متحده]/saɪˈteɪʃn/
[بریتانیا]/saɪˈteɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارجاع؛ استناد؛ احضار؛ ستایش
Word Forms
جمعcitations

عبارات و ترکیب‌ها

in-text citation

ارجاع درون متنی

citation index

شاخص استناد

science citation index

شاخص استناد علمی

جملات نمونه

The research paper included a citation from a famous author.

مقاله تحقیقاتی شامل ارجاعی از یک نویسنده مشهور بود.

A proper citation is essential in academic writing to avoid plagiarism.

یک ارجاع مناسب برای جلوگیری از سرقت ادبی در نگارش علمی ضروری است.

She received a citation for her outstanding contribution to the project.

او به خاطر مشارکت برجسته‌اش در پروژه، مورد تقدیر قرار گرفت.

The teacher asked the students to provide a citation for each source used in their essays.

معلم از دانش‌آموزان خواست برای هر منبعی که در مقالات خود استفاده می‌کنند، ارجاعی ارائه دهند.

The book contains a citation that supports the author's argument.

کتاب شامل ارجاعی است که از استدلال نویسنده پشتیبانی می‌کند.

He was given a citation for his bravery during the rescue mission.

او به خاطر شجاعتش در مأموریت نجات مورد تقدیر قرار گرفت.

In academic writing, it is important to follow the required citation style.

در نگارش علمی، پیروی از سبک ارجاع مورد نیاز مهم است.

The court issued a citation to the defendant for failing to appear in court.

دادگاه به دلیل عدم حضور در دادگاه، به متهم اخطار داد.

The article lacked proper citations to support its claims.

مقاله فاقد ارجاعات مناسب برای پشتیبانی از ادعاهای خود بود.

She was commended with a citation for her exceptional leadership skills.

او به خاطر مهارت‌های رهبری استثنایی خود مورد تحسین قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید