clang

[ایالات متحده]/klæŋ/
[بریتانیا]/klæŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای تیز و فلزی
v. ایجاد صدای تیز و فلزی
Word Forms
جمعclangs
شکل سوم شخص مفردclangs
صفت یا فعل حال استمراریclanging
قسمت سوم فعلclanged
زمان گذشتهclanged

عبارات و ترکیب‌ها

metallic clang

صدای برخورد فلزی

loud clang

صدای بلند برخورد

جملات نمونه

The clang of the firebell alarmed the village.

صدای زنگ آتش‌نشانی دهکده را هراس‌زده بود.

There was a clang as he dropped the tools.

صدایی بلند به گوش رسید وقتی ابزارها را انداخت.

The tramdriver clanged his bell.

راننده تراموا زنگوله خود را به صدا درآورد.

the clangorous locomotive works; a clanging gong.

کارگاه‌های لوکوموتیو پر سر و صدا؛ یک گونگ زنگ‌دار.

The spade clanged when it hit the rock.

بیل وقتی به سنگ برخورد کرد، صدای بلندی داد.

I dropped a real clanger when I mentioned the party.He hadn’t been invited.

وقتی در مورد مهمانی صحبت کردم، یک اشتباه بزرگ مرتکب شدم. او دعوت نشده بود.

The secretary dropped a clanger when she mentioned the cancel of the order to her boss who had just had a quarrel with his girlfriend.

معاون وقتی لغو سفارش را به رئیسش گفت، یک اشتباه بزرگ مرتکب شد، در حالی که رئیسش به تازگی با نامزدش بحث کرده بود.

نمونه‌های واقعی

The sword clanged as Ron dropped it.

شمشیر با برخورد به زمین صدای بلندی داد، در حالی که رون آن را رها می‌کرد.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

I love it when they go clang.

من عاشق آنم که صدای کلنگ به گوش برسد.

منبع: Super Girl Season 2 S02

Sounds like it could be clang association.

به نظر می‌رسد که ممکن است ارتباطی با کلنگ داشته باشد.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

What else would be making all that clanging?

چه چیز دیگری می‌تواند باعث ایجاد صدای کلنگ شود؟

منبع: Sarah and the little duckling

The doors clanged shut yet again.

درها دوباره با صدای بلند بسته شدند.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

His battle cries and the clang of weapons echoed throughout the underworld.

جیغ‌های جنگی و صدای کلنگ سلاح‌ها در سراسر جهان زیرین طنین‌انداز شد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

All day long the kettles and pans went cling! clang! clang! tink! tank! as they struck against one another.

در طول روز، دیگ‌ها و تابه ها به طور مداوم به هم برخورد می‌کردند و صداهای کلنگ! کلنگ! کلنگ! تینک! تانک! ایجاد می‌شد.

منبع: American Elementary School English 4

Seconds later, a bell clanged, and Malfoy stepped into the shop.

چند ثانیه بعد، صدای زنگ به گوش رسید و مالفوی وارد مغازه شد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

The streets were full of automobiles and heavy trucks and clanging cars.

خیابان‌ها مملو از اتومبیل‌ها، کامیون‌های سنگین و ماشین‌های کلنگ‌دار بودند.

منبع: American Elementary School English 4

That's like clanging a cowbell at the end of Shostakovitch's th.

این مثل کلنگ زدن یک ناقوس گاو در پایان آهنگ Shostakovich است.

منبع: green book

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید