clans

[ایالات متحده]/klænz/
[بریتانیا]/klænz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه‌های خانواده یا خانوارهای مرتبط؛ خانواده‌های بزرگ یا جوامع؛ قبیله‌ها یا جناح‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

clans unite

اتحاد قبیله‌ها

clans clash

درگیری قبیله‌ها

clans gather

گرد آمدن قبیله‌ها

clans compete

رقابت قبیله‌ها

clans expand

گسترش قبیله‌ها

clans thrive

شکوفایی قبیله‌ها

clans emerge

ظهور قبیله‌ها

clans divide

تقسیم قبیله‌ها

clans evolve

تکامل قبیله‌ها

جملات نمونه

different clans often compete for resources.

قبایل مختلف اغلب برای منابع با یکدیگر رقابت می‌کنند.

the clans gathered to discuss their future.

قبایل برای بحث در مورد آینده خود گرد هم آمدند.

clans have unique traditions that they follow.

قبایل سنت‌های منحصر به فردی دارند که آن‌ها را دنبال می‌کنند.

in ancient times, clans were essential for survival.

در زمان‌های قدیم، قبایل برای بقا ضروری بودند.

clans often have their own leaders and councils.

اغلب قبایل رهبران و شوراها دارند.

many clans are united by common ancestry.

بسیاری از قبایل با سابقه خانوادگی مشترک متحد هستند.

clans can be found in various cultures around the world.

می‌توان قبایل را در فرهنگ‌های مختلف در سراسر جهان یافت.

some clans have a rich history that dates back centuries.

برخی از قبایل تاریخ غنی‌ای دارند که به قرن‌ها قبل بازمی‌گردد.

clans often celebrate festivals together to strengthen bonds.

اغلب قبایل برای تقویت پیوندها، جشن‌ها را با هم جشن می‌گیرند.

conflicts between clans can lead to long-lasting feuds.

درگیری‌ها بین قبایل می‌تواند منجر به دشمنی‌های طولانی‌مدت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید