clasping

[ایالات متحده]/ˈklɑːspɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklæspɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرم حال حاضر clasp; به طور محکم نگه داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

clasping hands

در دست گرفتن

clasping fingers

در آغوش گرفتن انگشتان

clasping arms

در آغوش گرفتن بازوها

clasping a book

در دست گرفتن کتاب

clasping a trophy

در دست گرفتن جام

clasping a necklace

در دست گرفتن گردنبند

clasping a child

در آغوش گرفتن کودک

clasping a pen

در دست گرفتن قلم

clasping a letter

در دست گرفتن نامه

clasping a gift

در دست گرفتن هدیه

جملات نمونه

she was clasping her hands in excitement.

او در حالی که از هیجان دست‌هایش را در هم می‌فشرد.

he was clasping the book tightly as he read.

او در حالی که مطالعه می‌کرد، کتاب را محکم در دست می‌فشرد.

the child was clasping her mother's hand.

کودک دست مادرش را محکم در دست گرفته بود.

clasping the necklace, she admired its beauty.

در حالی که گردنبند را در دست می‌فشرد، به زیبایی آن نگاه کرد.

they were clasping each other in a warm embrace.

آنها در آغوش گرمی یکدیگر را در دست گرفته بودند.

he was clasping his briefcase as he walked.

او در حالی که راه می‌رفت، کیف دستی خود را در دست می‌فشرد.

the climber was clasping the rock for support.

صخره‌نورد برای حمایت، سنگ را در دست می‌فشرد.

she found comfort in clasping her favorite teddy bear.

او در حالی که خرس عرشدی مورد علاقه‌اش را در دست می‌فشرد، احساس آرامش می‌کرد.

clasping his hands, he made a silent prayer.

در حالی که دست‌هایش را در هم می‌فشرد، دعایی بی‌صدا کرد.

clasping the steering wheel, she focused on the road.

در حالی که دستش را روی فرمان می‌گذاشت، روی جاده تمرکز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید