clericals

[ایالات متحده]/ˈklerɪkl/
[بریتانیا]/ˈklerɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کارمندان، کار اداری یا روحانیون
n. کسی که از اقتدار روحانیون حمایت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

clerical duties

وظایف اداری

clerical staff

پرسنل اداری

clerical work

کار اداری

clerical error

اشتباه اداری

جملات نمونه

temps are always needed for clerical work.

برای انجام کارهای اداری، همیشه به افراد موقت نیاز است.

he was still attired in his clerical outfit.

او هنوز هم لباس روحانی خود را پوشیده بود.

She had a clerical assistant to do her paperwork.

او یک دستیار اداری داشت تا کارهای اداری‌اش را انجام دهد.

as office roles changed, clerical work was increasingly feminized.

با تغییر نقش‌های اداری، کار اداری به طور فزاینده‌ای زنانه شد.

he levered the bishop out from a tight knot of clerical wives.

او اسقف را از میان گروهی از همسران کشیش بیرون کشید.

the college had 139 employees, not counting those engaged in routine clerical work.

دانشگاه دارای 139 کارمند بود، بدون احتساب کسانی که در کارهای اداری روتین مشغول بودند.

Her ardent sense of propriety fears that Bertha, in bed, might not be costumed decorously enough for the visit of a clerical gentleman.

حس صمیمانه و مناسب بودن او می‌ترسد که برتا، در رختخواب، ممکن است به اندازه کافی لباس مناسب برای ملاقات یک جنتلمن کلیسایی نداشته باشد.

6. Supervised office staff of twenty clerical, stenographic, and machine operator personnel . Responsible for the monthly distribution of want list to over 200 buyers.

6. سرپرستی از کارکنان اداری، متصدیان تایپ و اپراتور دستگاه به تعداد بیست نفر. مسئول توزیع ماهانه لیست درخواست به بیش از 200 خریدار.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید