climb stairs
بالا رفتن از پلهها
climb up
بالا رفتن
climb mountains
بالا رفتن از کوهها
climb over
از روی چیزی بالا رفتن
climb down
پایین رفتن
climb the ladder
بالا رفتن از نردبان
on the climb
در حین بالا رفتن
a giddy climb to the topmast.
صعود شادان به بالاترین نقطهٔ کشتی
the climb out of recession.
خروج از رکود
The climb will exhaust the boys.
صعود، پسران را خسته خواهد کرد.
the climb left me breathless.
صعود مرا بی هوا کرد.
we began to climb the hill.
ما شروع به بالا رفتن از تپه کردیم.
an above-average climb in prices.
افزایش قیمتها بالاتر از حد متوسط.
The climb left him breathless.
صعود او را بی هوا کرد.
It was a stiff climb to the top of the hill.
بالا رفتن تا بالای تپه سخت بود.
a long climb up the hill
صعود طولانی به بالای تپه
ivy climbing the walls.
سرخسها در حال بالا رفتن از دیوارها.
It is not easy to climb a bluff mountain.
صعود از یک کوه تند و خشن آسان نیست.
climb a mountain; climbed the stairs.
صعود به کوه؛ بالا رفتن از پلهها.
The climber couldn’t find a hold to climb any higher.
صخرهنورد نتوانست جایی برای صعود بیشتر پیدا کند.
The climber fell down a precipice.
صخرهنورد از یک پرتگاه سقوط کرد.
I was glad to climb into the sanctuary of my bed.
خوشحال بودم که به پناهگاه تخت خود صعود کردم.
The path began to climb quite steeply.
مسیر به طور قابل توجهی شروع به صعود کرد.
Wrexham's bid to climb the second division table.
تلاشrexham برای صعود به جدول لیگ دسته دوم.
this may be the hardest rock climb in the world.
این ممکن است سخت ترین صعود سنگ نوردی در جهان باشد.
I can show it to you if you'll climb the bluff.
من میتوانم به شما نشان دهم اگر شما صخره را بالا بروید.
منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3And the yuan's climb has levelled off.
و افزایش یوان متوقف شده است.
منبع: The Economist - ChinaYou have to fail in order to climb that ladder.
شما باید شکست بخورید تا بتوانید آن نردبان را بالا بروید.
منبع: Celebrity Speech CompilationClimb, like to climb a ladder, and lamb, a baby sheep.
بالا رفتن، مانند بالا رفتن از نردبان، و بره، یک گوسفند نوزاد.
منبع: Six-Minute Basic Vocabulary" No more trunk for you to climb on."
"دیگر تنه ای برای بالا رفتن وجود ندارد."
منبع: Reciting beautiful English prose for you.She gripped the flashlight and began to climb.
او چراغ قوه را در دست گرفت و شروع به بالا رفتن کرد.
منبع: Magic Tree HouseIt's made even harder as temperatures climb.
با افزایش دما، حتی سخت تر می شود.
منبع: Science 60 Seconds - Scientific American August 2022 CompilationIt made a desperate attempt to climb back out.
او سعی desperat برای بیرون رفتن کرد.
منبع: North American Great Plains - Wild New WorldHe stood motionless, waiting for me to climb down.
او بی حرکت ایستاد و منتظر ماند تا من پایین بیایم.
منبع: Twilight: EclipseI take enough risk just climbing out of the tub.
من فقط با بیرون آمدن از وان به اندازه کافی ریسک می کنم.
منبع: Desperate Housewives Season 7climb stairs
بالا رفتن از پلهها
climb up
بالا رفتن
climb mountains
بالا رفتن از کوهها
climb over
از روی چیزی بالا رفتن
climb down
پایین رفتن
climb the ladder
بالا رفتن از نردبان
on the climb
در حین بالا رفتن
a giddy climb to the topmast.
صعود شادان به بالاترین نقطهٔ کشتی
the climb out of recession.
خروج از رکود
The climb will exhaust the boys.
صعود، پسران را خسته خواهد کرد.
the climb left me breathless.
صعود مرا بی هوا کرد.
we began to climb the hill.
ما شروع به بالا رفتن از تپه کردیم.
an above-average climb in prices.
افزایش قیمتها بالاتر از حد متوسط.
The climb left him breathless.
صعود او را بی هوا کرد.
It was a stiff climb to the top of the hill.
بالا رفتن تا بالای تپه سخت بود.
a long climb up the hill
صعود طولانی به بالای تپه
ivy climbing the walls.
سرخسها در حال بالا رفتن از دیوارها.
It is not easy to climb a bluff mountain.
صعود از یک کوه تند و خشن آسان نیست.
climb a mountain; climbed the stairs.
صعود به کوه؛ بالا رفتن از پلهها.
The climber couldn’t find a hold to climb any higher.
صخرهنورد نتوانست جایی برای صعود بیشتر پیدا کند.
The climber fell down a precipice.
صخرهنورد از یک پرتگاه سقوط کرد.
I was glad to climb into the sanctuary of my bed.
خوشحال بودم که به پناهگاه تخت خود صعود کردم.
The path began to climb quite steeply.
مسیر به طور قابل توجهی شروع به صعود کرد.
Wrexham's bid to climb the second division table.
تلاشrexham برای صعود به جدول لیگ دسته دوم.
this may be the hardest rock climb in the world.
این ممکن است سخت ترین صعود سنگ نوردی در جهان باشد.
I can show it to you if you'll climb the bluff.
من میتوانم به شما نشان دهم اگر شما صخره را بالا بروید.
منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3And the yuan's climb has levelled off.
و افزایش یوان متوقف شده است.
منبع: The Economist - ChinaYou have to fail in order to climb that ladder.
شما باید شکست بخورید تا بتوانید آن نردبان را بالا بروید.
منبع: Celebrity Speech CompilationClimb, like to climb a ladder, and lamb, a baby sheep.
بالا رفتن، مانند بالا رفتن از نردبان، و بره، یک گوسفند نوزاد.
منبع: Six-Minute Basic Vocabulary" No more trunk for you to climb on."
"دیگر تنه ای برای بالا رفتن وجود ندارد."
منبع: Reciting beautiful English prose for you.She gripped the flashlight and began to climb.
او چراغ قوه را در دست گرفت و شروع به بالا رفتن کرد.
منبع: Magic Tree HouseIt's made even harder as temperatures climb.
با افزایش دما، حتی سخت تر می شود.
منبع: Science 60 Seconds - Scientific American August 2022 CompilationIt made a desperate attempt to climb back out.
او سعی desperat برای بیرون رفتن کرد.
منبع: North American Great Plains - Wild New WorldHe stood motionless, waiting for me to climb down.
او بی حرکت ایستاد و منتظر ماند تا من پایین بیایم.
منبع: Twilight: EclipseI take enough risk just climbing out of the tub.
من فقط با بیرون آمدن از وان به اندازه کافی ریسک می کنم.
منبع: Desperate Housewives Season 7لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید