climb

[ایالات متحده]/klaɪm/
[بریتانیا]/klaɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. با دست‌ها و پاها بالا رفتن
n. مکانی یا فاصله‌ای برای بالا رفتن.
Word Forms
جمعclimbs
قسمت سوم فعلclimbed
زمان گذشتهclimbed
صفت یا فعل حال استمراریclimbing
شکل سوم شخص مفردclimbs

عبارات و ترکیب‌ها

climb stairs

بالا رفتن از پله‌ها

climb up

بالا رفتن

climb mountains

بالا رفتن از کوه‌ها

climb over

از روی چیزی بالا رفتن

climb down

پایین رفتن

climb the ladder

بالا رفتن از نردبان

on the climb

در حین بالا رفتن

جملات نمونه

a giddy climb to the topmast.

صعود شادان به بالاترین نقطهٔ کشتی

the climb out of recession.

خروج از رکود

The climb will exhaust the boys.

صعود، پسران را خسته خواهد کرد.

the climb left me breathless.

صعود مرا بی هوا کرد.

we began to climb the hill.

ما شروع به بالا رفتن از تپه کردیم.

an above-average climb in prices.

افزایش قیمت‌ها بالاتر از حد متوسط.

The climb left him breathless.

صعود او را بی هوا کرد.

It was a stiff climb to the top of the hill.

بالا رفتن تا بالای تپه سخت بود.

a long climb up the hill

صعود طولانی به بالای تپه

ivy climbing the walls.

سرخس‌ها در حال بالا رفتن از دیوارها.

It is not easy to climb a bluff mountain.

صعود از یک کوه تند و خشن آسان نیست.

climb a mountain; climbed the stairs.

صعود به کوه؛ بالا رفتن از پله‌ها.

The climber couldn’t find a hold to climb any higher.

صخره‌نورد نتوانست جایی برای صعود بیشتر پیدا کند.

The climber fell down a precipice.

صخره‌نورد از یک پرتگاه سقوط کرد.

I was glad to climb into the sanctuary of my bed.

خوشحال بودم که به پناهگاه تخت خود صعود کردم.

The path began to climb quite steeply.

مسیر به طور قابل توجهی شروع به صعود کرد.

Wrexham's bid to climb the second division table.

تلاشrexham برای صعود به جدول لیگ دسته دوم.

this may be the hardest rock climb in the world.

این ممکن است سخت ترین صعود سنگ نوردی در جهان باشد.

نمونه‌های واقعی

I can show it to you if you'll climb the bluff.

من می‌توانم به شما نشان دهم اگر شما صخره را بالا بروید.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

And the yuan's climb has levelled off.

و افزایش یوان متوقف شده است.

منبع: The Economist - China

You have to fail in order to climb that ladder.

شما باید شکست بخورید تا بتوانید آن نردبان را بالا بروید.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Climb, like to climb a ladder, and lamb, a baby sheep.

بالا رفتن، مانند بالا رفتن از نردبان، و بره، یک گوسفند نوزاد.

منبع: Six-Minute Basic Vocabulary

" No more trunk for you to climb on."

"دیگر تنه ای برای بالا رفتن وجود ندارد."

منبع: Reciting beautiful English prose for you.

She gripped the flashlight and began to climb.

او چراغ قوه را در دست گرفت و شروع به بالا رفتن کرد.

منبع: Magic Tree House

It's made even harder as temperatures climb.

با افزایش دما، حتی سخت تر می شود.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American August 2022 Compilation

It made a desperate attempt to climb back out.

او سعی desperat برای بیرون رفتن کرد.

منبع: North American Great Plains - Wild New World

He stood motionless, waiting for me to climb down.

او بی حرکت ایستاد و منتظر ماند تا من پایین بیایم.

منبع: Twilight: Eclipse

I take enough risk just climbing out of the tub.

من فقط با بیرون آمدن از وان به اندازه کافی ریسک می کنم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید