clamber

[ایالات متحده]/ˈklæmbə(r)/
[بریتانیا]/ˈklæmbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سختی یا به طرز نامناسبی بالا رفتن
vt. به طرز نامناسب و زحمت‌کش بالا رفتن یا حرکت کردن
n. عمل بالا رفتن یا حرکت به طرز نامناسب
Word Forms
قسمت سوم فعلclambered
صفت یا فعل حال استمراریclambering
شکل سوم شخص مفردclambers
زمان گذشتهclambered
جمعclambers

عبارات و ترکیب‌ها

clamber up

بالا رفتن

clamber over

بالا رفتن از روی

clamber onto

بالا رفتن به روی

clamber down

بالا رفتن به پایین

جملات نمونه

clamber down the slope

سرازیر شدن از شیب

I clambered out of the trench.

من از سنگر بالا رفتم.

a clamber up the cliff path.

بالا رفتن از مسیر صخره‌ای

They clambered over the rocks.

آنها از روی سنگ‌ها بالا رفتند.

They clambered up the counter side.

آنها از کنار پیشخوان بالا رفتند.

We clambered up the hillside to the ridge above.

ما از دامنه تپه به سمت قله بالا رفتیم.

Everything is in an awful mess. You shouldn't have allowed the children to clamber about in the room.

همه چیز در یک هرج و مرج وحشتناک است. شما نباید اجازه می‌دادید بچه‌ها در اتاق ولو شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید