climbed

[ایالات متحده]/klaɪmd/
[بریتانیا]/klaɪmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی climb؛ صعود کردن یا بالا رفتن، به ویژه با تلاش؛ بالا رفتن از کوه

عبارات و ترکیب‌ها

climbed higher

بالاتر رفت

climbed mountains

به کوه‌ها صعود کرد

climbed trees

به درختان صعود کرد

climbed stairs

پله‌ها را صعود کرد

climbed rocks

به صخره‌ها صعود کرد

climbed quickly

به سرعت صعود کرد

climbed slowly

به آرامی صعود کرد

climbed steeply

به طور تند صعود کرد

climbed together

با هم صعود کردند

climbed up

بالا رفت

جملات نمونه

she climbed the mountain with great determination.

او کوه را با اراده فراوان صعود کرد.

he climbed the ladder to fix the roof.

او برای تعمیر سقف، نردبان را صعود کرد.

the children climbed the tree to get a better view.

کودکان برای دیدن منظره بهتر، درخت را صعود کردند.

they climbed over the fence to reach the park.

آنها برای رسیدن به پارک از روی حصار صعود کردند.

after hours of hiking, we finally climbed to the summit.

بعد از ساعت‌ها پیاده‌روی، ما بالاخره به قله صعود کردیم.

she climbed into the car and started the engine.

او وارد ماشین شد و موتور را روشن کرد.

he climbed to fame after his first album was released.

او بعد از انتشار اولین آلبومش به شهرت رسید.

we climbed the stairs two at a time to reach the top quickly.

ما برای رسیدن سریع به بالا، دو به دو پله‌ها را صعود کردیم.

she climbed the ranks in the company very quickly.

او خیلی سریع در شرکت رتبه بالایی کسب کرد.

they climbed aboard the ship just before it set sail.

آنها درست قبل از حرکت کشتی سوار آن شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید