clings

[ایالات متحده]/klɪŋz/
[بریتانیا]/klɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چسبیدن; محکم نگه داشتن; پافشاری کردن; به چیزی وابسته بودن; چسبیدن; نزدیک بودن

عبارات و ترکیب‌ها

clings to hope

چسبیده به امید

clings to life

چسبیده به زندگی

clings to past

چسبیده به گذشته

clings to you

چسبیده به شما

clings to dreams

چسبیده به رویاها

clings to fears

چسبیده به ترس‌ها

clings to memories

چسبیده به خاطرات

clings to truth

چسبیده به حقیقت

clings to shadows

چسبیده به سایه‌ها

clings to belief

چسبیده به باور

جملات نمونه

the child clings to his mother during the storm.

کودک در طول طوفان به مادرش چسبیده است.

she clings to her dreams despite the challenges.

او با وجود چالش‌ها به رویاهایش چسبیده است.

the cat clings to the warm blanket.

گربه به پتو گرم می‌چسبد.

he clings to the hope of a better future.

او به امید آینده‌ای بهتر چسبیده است.

the vine clings to the trellis for support.

گیاه برای حمایت به داربست می‌چسبد.

she clings to her beliefs even when challenged.

او حتی زمانی که به چالش کشیده می‌شود به باورهای خود چسبیده است.

the toddler clings to his favorite toy.

کودک خردسال به اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش می‌چسبد.

fear clings to him after the accident.

ترس پس از حادثه به او می‌چسبد.

he clings to the past instead of moving forward.

او به جای پیشرفت به گذشته چسبیده است.

the fog clings to the mountains in the morning.

صبح‌ها مه به کوه‌ها می‌چسبد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید