detaches

[ایالات متحده]/dɪˈtætʃɪz/
[بریتانیا]/dɪˈtætʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را جدا یا حذف کردن؛ ارسال یا ارسال کردن؛ اختصاص دادن یا تخصیص دادن

عبارات و ترکیب‌ها

detaches from

از جدا شدن

detaches easily

به راحتی جدا می‌شود

detaches quickly

به سرعت جدا می‌شود

detaches itself

خودش جدا می‌شود

detaches completely

به طور کامل جدا می‌شود

detaches securely

به طور ایمن جدا می‌شود

detaches automatically

به طور خودکار جدا می‌شود

detaches smoothly

به طور روان جدا می‌شود

detaches properly

به درستی جدا می‌شود

جملات نمونه

the mechanic detaches the battery from the car.

مکانیک باتری را از ماشین جدا می‌کند.

she detaches herself from the group to think.

او برای فکر کردن از گروه جدا می‌شود.

the artist detaches the canvas from the easel.

هنرمند بوم نقاشی را از پایه جدا می‌کند.

he carefully detaches the sticker from the surface.

او با دقت برچسب را از سطح جدا می‌کند.

the teacher detaches the lesson plan for review.

معلم طرح درس را برای بررسی جدا می‌کند.

she detaches the old wallpaper to redecorate.

او کاغذ دیواری قدیمی را برای بازسازی جدا می‌کند.

the software detaches the unnecessary files automatically.

نرم‌افزار فایل‌های غیرضروری را به‌طور خودکار جدا می‌کند.

he detaches the remote control from the tv.

او کنترل از راه دور را از تلویزیون جدا می‌کند.

the child detaches the toy from the box.

کودک اسباب‌بازی را از جعبه جدا می‌کند.

she detaches herself from negative influences.

او خود را از تأثیرات منفی جدا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید