clinicians

[ایالات متحده]/klɪˈnɪʃ.ənz/
[بریتانیا]/klɪˈnɪʃ.ənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متخصصان پزشکی که مراقبت مستقیم از بیماران را ارائه می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

experienced clinicians

پزشکان باتجربه

primary care clinicians

پزشکان مراقبت‌های اولیه

clinical practice clinicians

پزشکان بالینی

mental health clinicians

پزشکان سلامت روان

nurse clinicians

پرستاران بالینی

specialist clinicians

پزشکان متخصص

clinical trial clinicians

پزشکان کارآزمایی بالینی

consulting clinicians

پزشکان مشاور

community clinicians

پزشکان جامعه

pediatric clinicians

پزشکان اطفال

جملات نمونه

clinicians play a vital role in patient care.

پزشکان نقش حیاتی در مراقبت از بیماران ایفا می‌کنند.

many clinicians work long hours to support their patients.

بسیاری از پزشکان ساعت‌های طولانی برای حمایت از بیماران خود کار می‌کنند.

clinicians must stay updated on the latest medical research.

پزشکان باید از آخرین تحقیقات پزشکی به‌روز باشند.

effective communication is essential for clinicians.

ارتباط موثر برای پزشکان ضروری است.

clinicians often collaborate with other healthcare professionals.

پزشکان اغلب با سایر متخصصان مراقبت‌های بهداشتی همکاری می‌کنند.

training programs help clinicians improve their skills.

برنامه‌های آموزشی به پزشکان کمک می‌کنند تا مهارت‌های خود را بهبود بخشند.

clinicians need to assess patient needs accurately.

پزشکان باید نیازهای بیماران را به طور دقیق ارزیابی کنند.

many clinicians are involved in community health initiatives.

بسیاری از پزشکان در طرح‌های سلامت جامعه مشارکت دارند.

clinicians often face ethical dilemmas in their practice.

پزشکان اغلب با معضلات اخلاقی در عمل خود روبرو هستند.

support from clinicians is crucial during treatment.

حمایت از پزشکان در طول درمان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید