patients

[ایالات متحده]/ˈpeɪʃənts/
[بریتانیا]/ˈpeɪʃənts/

ترجمه

n. چند بیمار: افرادی که دریافت خدمات پزشکی هستند

عبارات و ترکیب‌ها

treating patients

درمان بیماران

new patients

بیماران جدید

admit patients

بیماران بستری

critical patients

بیماران بحرانی

patient care

مراقبت از بیمار

many patients

بیماران زیاد

patient records

سوابق بیماران

patient safety

ایمنی بیماران

patient satisfaction

رضایت بیماران

patients' rights

حقوق بیماران

جملات نمونه

the hospital admitted many new patients yesterday.

بیمارستان دیروز بسیاری از بیماران جدید را پذیرفت.

doctors carefully monitor patients' vital signs.

پزشکان به دقت علائم حیاتی بیماران را کنترل می کنند.

we need to prioritize the needs of our patients.

ما باید نیازهای بیماران خود را در اولویت قرار دهیم.

the nurses provide compassionate care to patients.

پرستاران با دلسوزی از بیماران مراقبت می کنند.

many patients reported feeling anxious before surgery.

بسیاری از بیماران گزارش دادند که قبل از جراحی مضطرب هستند.

the study included a large number of patients.

این مطالعه شامل تعداد زیادی بیمار بود.

we are committed to providing excellent care for patients.

ما متعهد به ارائه مراقبت عالی به بیماران هستیم.

the clinic specializes in treating patients with diabetes.

کلینیک در درمان بیماران مبتلا به دیابت تخصص دارد.

it's important to communicate clearly with patients.

ارتباط واضح با بیماران مهم است.

the new medication showed positive results in patients.

داروی جدید نتایج مثبتی را در بیماران نشان داد.

we surveyed patients to improve our services.

ما بیماران را برای بهبود خدمات خود مورد بررسی قرار دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید