therapists

[ایالات متحده]/ˈθɛrəpɪsts/
[بریتانیا]/ˈθɛrəpɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع درمانگر; متخصصان در درمان

عبارات و ترکیب‌ها

family therapists

خانواده درمانگران

mental health therapists

مشاوران سلامت روان

licensed therapists

مشاوران دارای مجوز

child therapists

مشاوران کودک

marriage therapists

مشاوران ازدواج

couples therapists

مشاوران زوجین

trauma therapists

مشاوران آسیب‌دیدگی

behavioral therapists

مشاوران رفتاری

art therapists

درمانگران هنر

play therapists

درمانگران بازی

جملات نمونه

many therapists specialize in cognitive behavioral therapy.

بسیاری از درمانگران در زمینه درمان شناختی رفتاری تخصص دارند.

therapists often help clients manage their anxiety.

درمانگران اغلب به مشتریان کمک می کنند تا اضطراب خود را مدیریت کنند.

some therapists use art as a form of therapy.

برخی از درمانگران از هنر به عنوان یک شکل از درمان استفاده می کنند.

therapists provide a safe space for open discussions.

درمانگران فضایی امن برای بحث های باز فراهم می کنند.

many therapists recommend mindfulness practices.

بسیاری از درمانگران تمرینات ذهن آگاهی را توصیه می کنند.

therapists can help improve communication skills.

درمانگران می توانند به بهبود مهارت های ارتباطی کمک کنند.

some therapists focus on family dynamics in their sessions.

برخی از درمانگران بر روی پویایی خانواده در جلسات خود تمرکز می کنند.

therapists often use role-playing to address issues.

درمانگران اغلب از ایفای نقش برای رسیدگی به مسائل استفاده می کنند.

finding the right therapists can be crucial for recovery.

پیدا کردن درمانگران مناسب می تواند برای بهبودی بسیار مهم باشد.

therapists may utilize various techniques to assist clients.

درمانگران ممکن است از تکنیک های مختلف برای کمک به مشتریان استفاده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید