clippings

[ایالات متحده]/[ˈklɪpɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈklɪpɪŋz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه‌های خبر یا محتوای دیگر که از یک روزنامه یا ماهنامه برش داده شده‌اند؛ مویی که قطع شده است؛ یک قطعه کوتاه از نوشته یا فیلم که برای تبلیغ یک کار بلندتر استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

newspaper clippings

کلیپ‌های روزنامه

hair clippings

کلیپ‌های مو

collect clippings

جمع‌آوری کلیپ‌ها

exam clippings

کلیپ‌های امتحان

scrap clippings

کلیپ‌های پارچه‌ای

keeping clippings

نگهداری کلیپ‌ها

past clippings

کلیپ‌های گذشته

photo clippings

کلیپ‌های عکس

article clippings

کلیپ‌های مقاله

sorting clippings

دسته‌بندی کلیپ‌ها

جملات نمونه

i saved newspaper clippings about local history.

من خبرنامه‌های مربوط به تاریخ محلی را ذخیره کردم.

she organized the clippings into labeled folders.

او خبرنامه‌ها را در پوشه‌های برچسب‌دار سازماندهی کرد.

the scrapbook contained decades of magazine clippings.

کتابچه یادداشت‌های مجله‌ای ده‌ها سال را شامل می‌شد.

he had a box full of old newspaper clippings.

او یک جعبه پر از خبرنامه‌های قدیمی داشت.

the journalist used clippings to support their article.

نویسنده از خبرنامه‌ها برای پشتیبانی از مقاله‌اش استفاده کرد.

i found interesting clippings in the archives.

من خبرنامه‌های جالبی در آرشیو پیدا کردم.

she carefully removed the clippings from the magazine.

او با دقت خبرنامه‌ها را از مجله جدا کرد.

the artist used clippings in a collage project.

هنرمند از خبرنامه‌ها در یک پروژه کولیج استفاده کرد.

he collected clippings on various scientific topics.

او خبرنامه‌هایی را درباره موضوعات علمی مختلف جمع‌آوری کرد.

the detective reviewed the newspaper clippings carefully.

مقام انتشارات خبرنامه‌ها را با دقت بررسی کرد.

i have a pile of clippings to sort through.

من یک توده خبرنامه‌هایی دارم که باید آنها را دسته‌بندی کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید