cloaks of invisibility
شنلهای نامرئی
cloaks of darkness
شنلهای تاریکی
cloaks of mystery
شنلهای رمز و راز
cloaks of protection
شنلهای محافظت
cloaks of illusion
شنلهای توهم
cloaks of power
شنلهای قدرت
cloaks of secrecy
شنلهای محرمانه
cloaks of shadows
شنلهای سایهها
cloaks of fate
شنلهای سرنوشت
cloaks of light
شنلهای نور
she wore a beautiful cloak to the festival.
او یک شنل زیبا به جشنواره پوشید.
the magician's cloaks added to the mystery of his performance.
شنلهای جادوگر به رمز و راز اجرای او افزود.
he wrapped himself in a warm cloak during the cold night.
او در طول شب سرد، خود را با یک شنل گرم پوشاند.
cloaks were commonly worn in medieval times.
شنلها به طور معمول در دوران قرون وسطی پوشیده میشدند.
the artist painted figures in colorful cloaks.
هنرمند تصاویری را با شنلهای رنگارنگ نقاشی کرد.
she found a hidden cloak in the attic.
او یک شنل پنهان در زیرزمین پیدا کرد.
the spy used a cloak of invisibility to escape.
جاسوس برای فرار از یک پوشش نامرئیتی استفاده کرد.
they sell cloaks of various designs at the market.
آنها شنلهایی با طرحهای مختلف در بازار میفروشند.
the cloak billowed in the wind as she walked.
همانطور که او راه میرفت، شنل در باد به پرواز درآمد.
he wore a cloak to conceal his identity.
او یک شنل پوشید تا هویت خود را پنهان کند.
cloaks of invisibility
شنلهای نامرئی
cloaks of darkness
شنلهای تاریکی
cloaks of mystery
شنلهای رمز و راز
cloaks of protection
شنلهای محافظت
cloaks of illusion
شنلهای توهم
cloaks of power
شنلهای قدرت
cloaks of secrecy
شنلهای محرمانه
cloaks of shadows
شنلهای سایهها
cloaks of fate
شنلهای سرنوشت
cloaks of light
شنلهای نور
she wore a beautiful cloak to the festival.
او یک شنل زیبا به جشنواره پوشید.
the magician's cloaks added to the mystery of his performance.
شنلهای جادوگر به رمز و راز اجرای او افزود.
he wrapped himself in a warm cloak during the cold night.
او در طول شب سرد، خود را با یک شنل گرم پوشاند.
cloaks were commonly worn in medieval times.
شنلها به طور معمول در دوران قرون وسطی پوشیده میشدند.
the artist painted figures in colorful cloaks.
هنرمند تصاویری را با شنلهای رنگارنگ نقاشی کرد.
she found a hidden cloak in the attic.
او یک شنل پنهان در زیرزمین پیدا کرد.
the spy used a cloak of invisibility to escape.
جاسوس برای فرار از یک پوشش نامرئیتی استفاده کرد.
they sell cloaks of various designs at the market.
آنها شنلهایی با طرحهای مختلف در بازار میفروشند.
the cloak billowed in the wind as she walked.
همانطور که او راه میرفت، شنل در باد به پرواز درآمد.
he wore a cloak to conceal his identity.
او یک شنل پوشید تا هویت خود را پنهان کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید