cloaks

[ایالات متحده]/kləʊks/
[بریتانیا]/kloʊks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (به‌خصوص در گذشته) نوعی پوشاک بیرونی
v. پوشاندن یا پنهان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cloaks of invisibility

شنل‌های نامرئی

cloaks of darkness

شنل‌های تاریکی

cloaks of mystery

شنل‌های رمز و راز

cloaks of protection

شنل‌های محافظت

cloaks of illusion

شنل‌های توهم

cloaks of power

شنل‌های قدرت

cloaks of secrecy

شنل‌های محرمانه

cloaks of shadows

شنل‌های سایه‌ها

cloaks of fate

شنل‌های سرنوشت

cloaks of light

شنل‌های نور

جملات نمونه

she wore a beautiful cloak to the festival.

او یک شنل زیبا به جشنواره پوشید.

the magician's cloaks added to the mystery of his performance.

شنل‌های جادوگر به رمز و راز اجرای او افزود.

he wrapped himself in a warm cloak during the cold night.

او در طول شب سرد، خود را با یک شنل گرم پوشاند.

cloaks were commonly worn in medieval times.

شنل‌ها به طور معمول در دوران قرون وسطی پوشیده می‌شدند.

the artist painted figures in colorful cloaks.

هنرمند تصاویری را با شنل‌های رنگارنگ نقاشی کرد.

she found a hidden cloak in the attic.

او یک شنل پنهان در زیرزمین پیدا کرد.

the spy used a cloak of invisibility to escape.

جاسوس برای فرار از یک پوشش نامرئیتی استفاده کرد.

they sell cloaks of various designs at the market.

آنها شنل‌هایی با طرح‌های مختلف در بازار می‌فروشند.

the cloak billowed in the wind as she walked.

همانطور که او راه می‌رفت، شنل در باد به پرواز درآمد.

he wore a cloak to conceal his identity.

او یک شنل پوشید تا هویت خود را پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید