veils

[ایالات متحده]/veɪlz/
[بریتانیا]/veɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع چادر؛ قطعه‌ای از مواد نرم که توسط زنان برای محافظت یا پنهان کردن صورت پوشیده می‌شود؛ در نقاشی، تکنیکی که شامل اجرای یک لایه نازک و شفاف از رنگ روغن بر روی زمینه سفید است تا اثر رنگی ایجاد کند در حالی که درخشش را حفظ می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

thin veils

حجاب‌های نازک

dark veils

حجاب‌های تیره

mystical veils

حجاب‌های عرفانی

wedding veils

حجاب عروس

silk veils

حجاب‌های ابریشمی

colorful veils

حجاب‌های رنگارنگ

ceremonial veils

حجاب‌های مراسمی

heavy veils

حجاب‌های سنگین

lace veils

حجاب‌های گیپور

layered veils

حجاب‌های لایه‌لایه

جملات نمونه

she wore veils to enhance her beauty.

او برای افزایش زیبایی خود از روسری استفاده کرد.

the bride's veils were delicately embroidered.

روسری عروس به ظرافت تزئین شده بود.

veils can symbolize mystery and elegance.

روسری‌ها می‌توانند نمادی از رمز و راز و ظرافت باشند.

he lifted the veils to reveal the artwork.

او روسری‌ها را کنار زد تا اثر هنری را نشان دهد.

in some cultures, women wear veils for modesty.

در برخی فرهنگ‌ها، زنان به دلیل تواضع روسری می‌پوشند.

she chose a long veil for her wedding day.

او یک روسری بلند برای روز عروسی خود انتخاب کرد.

the magician's tricks often involve veils.

ترفندهای شعبده باز اغلب شامل روسری است.

veils can add a dramatic effect to a performance.

روسری‌ها می‌توانند جلوه‌ای دراماتیک به یک اجرا اضافه کنند.

she uses veils to create a sense of intrigue.

او از روسری برای ایجاد حس کنجکاوی استفاده می‌کند.

veils are often seen in fashion shows.

روسری‌ها اغلب در نمایش‌های مد دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید