sunniness

[ایالات متحده]/ˈsʌnɪnəs/
[بریتانیا]/ˈsʌnɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت آفتابی یا روشن بودن؛ شادابی یا نشاط
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sunniness forecast

پیش‌بینی آفتابی

sunniness levels

سطوح آفتابی

sunniness effects

اثرات آفتابی

sunniness increases

افزایش آفتابی

sunniness index

شاخص آفتابی

sunniness trends

روندهای آفتابی

sunniness ratings

رتبه‌بندی آفتابی

sunniness patterns

الگوهای آفتابی

sunniness duration

مدت آفتابی

sunniness measurements

اندازه‌گیری‌های آفتابی

جملات نمونه

the sunniness of the day lifted everyone's spirits.

آفتابی بودن هوا حال و هوای همه را بهتر کرد.

we enjoyed the sunniness at the beach.

ما از آفتابی بودن در ساحل لذت بردیم.

sunniness can greatly affect your mood.

آفتابی بودن می تواند به طور قابل توجهی بر خلق و خوی شما تأثیر بگذارد.

the garden flourished in the sunniness of spring.

باغبان در آفتابی بودن بهار شکوفا شد.

we took a walk to enjoy the sunniness.

ما برای لذت بردن از آفتابی بودن پیاده‌روی کردیم.

her smile radiated sunniness and joy.

لبخندش آفتابی بودن و شادی را نشان می داد.

the sunniness made the flowers bloom beautifully.

آفتابی بودن باعث شد گل ها به زیبایی شکوفا شوند.

children played outside, enjoying the sunniness.

کودکان بیرون بازی می کردند و از آفتابی بودن لذت می بردند.

we planned a picnic to take advantage of the sunniness.

ما برای استفاده از آفتابی بودن یک پیک نیک برنامه ریزی کردیم.

her artwork captures the essence of sunniness.

هنر او جوهر آفتابی بودن را به تصویر می کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید