clumps

[ایالات متحده]/klʌmps/
[بریتانیا]/klʌmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه‌هایی از درختان، درختچه‌ها یا گیاهان؛ توده‌های خاک یا گل؛ قدم‌های سنگین
v. به خوشه‌ها شکل دادن؛ به توده‌ها تبدیل کردن؛ به طور سنگین راه رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

grass clumps

توده های چمن

clumps of dirt

توده های خاک

clumps of hair

توده های مو

clumps of cells

توده های سلول

clumps of snow

توده های برف

clumps of flowers

توده های گل

clumps of grass

توده های چمن

clumps of clay

توده های خاک رس

clumps of leaves

توده های برگ

clumps of algae

توده های جلبک

جملات نمونه

the gardener found clumps of weeds in the flower bed.

باغبانی توده‌های علف هرز را در باغچه پیدا کرد.

she noticed clumps of hair on the bathroom floor.

او توده‌های مو را روی کف حمام متوجه شد.

the children played in clumps, forming small groups.

کودکان به صورت توده‌ها بازی کردند و گروه‌های کوچکی تشکیل دادند.

there were clumps of snow piled against the fence.

توده‌هایی از برف در امتداد حصار انباشته شده بود.

clumps of clouds gathered in the sky, signaling a storm.

توده‌هایی از ابرها در آسمان جمع شدند و نشان‌دهنده طوفانی بود.

the artist painted clumps of flowers in vibrant colors.

هنرمند توده‌های گل را با رنگ‌های زنده نقاشی کرد.

clumps of grass grew along the riverbank.

توده‌های چمن در امتداد حاشیه رودخانه رشد کردند.

they found clumps of clay while digging in the garden.

آنها در حین کندن در باغ، توده‌هایی از خاک رس پیدا کردند.

clumps of mushrooms appeared after the rain.

بعد از باران، توده‌هایی قارچ ظاهر شدند.

the teacher asked the students to work in clumps for the project.

معلم از دانش‌آموزان خواستند برای پروژه به صورت توده‌ها کار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید