disperse

[ایالات متحده]/dɪˈspɜːs/
[بریتانیا]/dɪˈspɜːrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. پراکنده کردن، دور کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdisperses
قسمت سوم فعلdispersed
زمان گذشتهdispersed
صفت یا فعل حال استمراریdispersing
جمعdisperses

عبارات و ترکیب‌ها

dispersing the crowd

پراکنده کردن جمعیت

dispersing seeds

پراکنده کردن بذر

disperse dye

پخش رنگ

disperse phase

پخش فاز

disperse system

پراکنده کردن سیستم

جملات نمونه

agitate the water to disperse the oil.

برای پراکنده کردن روغن، آب را به هم بزنید.

A prism disperses light.

یک منشور نور را پراکنده می‌کند.

The policemen dispersed the crowd.

پولیس‌ها جمعیت را متفرق کردند.

The clouds dispersed themselves.

ابرها خود را پراکنده کردند.

to decentralise and geographically disperse political and economic power

برای غیرمتمرکز کردن و پراکنده کردن جغرافیایی قدرت سیاسی و اقتصادی

storms can disperse seeds via high altitudes.

طوفان‌ها می‌توانند بذرها را از طریق ارتفاعات بالا پراکنده کنند.

nasty gases and smoke disperse into the ether.

گازهای بدبو و دود وارد اتمسفر می‌شوند.

The crowd had dispersed when the police arrived.

زمانی که پلیس رسید، جمعیت متفرق شده بود.

A gust of wind dispersed the smoke from the stove.

یک وزش باد دود را از اجاق گاز پراکنده کرد.

After school the children dispersed to their homes.

بعد از مدرسه، بچه‌ها به خانه‌هایشان رفتند.

The police fired into the air in an attempt to disperse the crowd.

پلیس برای متفرق کردن جمعیت به هوا شلیک کرد.

The airplane dispersed the leaflets over the city.

هواپیما برگه ها را بر فراز شهر پراکنده کرد.

The storm clouds had dispersed by noon.

ابر طوفانی تا ظهر پراکنده شده بود.

winds dispersed the bomb's radioactive cloud high in the atmosphere.

بادهای شدید ابر رادیواکتیو بمب را در ارتفاعات بالا پراکنده کرد.

The density of population is low, meagerly-populated, live and disperse ;

چگالی جمعیت کم است، کم جمعیت، زندگی و پراکندگی؛

caravan sites could be dispersed among trees so as to be out of sight.

می‌توان مکان‌های کاروان را در میان درختان پراکنده کرد تا از دید پنهان شوند.

emulsions should be examined after storage for droplet size of the disperse phase.

باید پس از نگهداری، امولسیون ها را برای اندازه قطره فاز پراکنده بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید