she needed a co-signer for her student loan application.
او نیاز به یک نفر همراه درخواست وام دانشجویی داشت.
finding a reliable co-signer can be challenging.
یافتن یک نفر همراه معتبر میتواند چالشبرانگیز باشد.
the bank required a co-signer due to his limited credit history.
بانک به دلیل سابقه اعتباری محدود او یک نفر همراه را نیاز داشت.
a co-signer is legally responsible if the borrower defaults.
اگر وامگیرنده پیشدرآمد نکند، نفر همراه مسئولیت قانونی دارد.
we asked our parents to act as a co-signer on the lease.
ما از والدینمان خواستیم که به عنوان نفر همراه در قرارداد اجاره عمل کنند.
the co-signer's credit score impacts the loan terms.
نمره اعتباری نفر همراه تأثیری بر شرایط وام میگذارد.
he was hesitant to be a co-signer for his brother's car loan.
او مایل به اینکه به عنوان نفر همراه در وام ماشین برادرش باشد، نبود.
a strong co-signer increases the chances of approval.
یک نفر همراه قوی احتمال تأیید را افزایش میدهد.
the co-signer signed the agreement with a witness present.
نفر همراه قرارداد را با حضور شاهد امضا کرد.
she released the co-signer after paying off the loan.
پس از پرداخت وام، او نفر همراه را آزاد کرد.
the co-signer provided assurance to the lender.
نفر همراه تضمینی برای مقرض ارائه داد.
she needed a co-signer for her student loan application.
او نیاز به یک نفر همراه درخواست وام دانشجویی داشت.
finding a reliable co-signer can be challenging.
یافتن یک نفر همراه معتبر میتواند چالشبرانگیز باشد.
the bank required a co-signer due to his limited credit history.
بانک به دلیل سابقه اعتباری محدود او یک نفر همراه را نیاز داشت.
a co-signer is legally responsible if the borrower defaults.
اگر وامگیرنده پیشدرآمد نکند، نفر همراه مسئولیت قانونی دارد.
we asked our parents to act as a co-signer on the lease.
ما از والدینمان خواستیم که به عنوان نفر همراه در قرارداد اجاره عمل کنند.
the co-signer's credit score impacts the loan terms.
نمره اعتباری نفر همراه تأثیری بر شرایط وام میگذارد.
he was hesitant to be a co-signer for his brother's car loan.
او مایل به اینکه به عنوان نفر همراه در وام ماشین برادرش باشد، نبود.
a strong co-signer increases the chances of approval.
یک نفر همراه قوی احتمال تأیید را افزایش میدهد.
the co-signer signed the agreement with a witness present.
نفر همراه قرارداد را با حضور شاهد امضا کرد.
she released the co-signer after paying off the loan.
پس از پرداخت وام، او نفر همراه را آزاد کرد.
the co-signer provided assurance to the lender.
نفر همراه تضمینی برای مقرض ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید