co-worker

[ایالات متحده]/ˈkəʊˌwɜːkər/
[بریتانیا]/ˈkoʊˌwɜrkər/

ترجمه

n. فردی که با شخص دیگری همکاری می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

my co-worker

همکار من

support co-worker

همکار پشتیبان

help a co-worker

کمک به همکار

meet co-worker

دیدار با همکار

thank co-worker

تشکر از همکار

new co-worker

همکار جدید

friendly co-worker

همکار دوستانه

great co-worker

همکار عالی

جملات نمونه

my co-worker helped me troubleshoot a difficult problem.

همکارم به من کمک کرد تا یک مشکل دشوار را رفع کنم.

we often grab lunch with our co-worker during the break.

ما اغلب در زمان استراحت ناهار با همکارمان می‌خوریم.

she's a fantastic co-worker and always willing to assist.

او یک همکار فوق العاده است و همیشه آماده کمک است.

i appreciate my co-worker's positive attitude and hard work.

من از نگرش مثبت و سخت‌کوشی همکارم قدردانی می‌کنم.

our team is comprised of supportive and dedicated co-workers.

تیم ما از همکارانی پشتیبان و متعهد تشکیل شده است.

i need to coordinate with my co-worker on this project.

من باید با همکارم در این پروژه هماهنگی کنم.

he's a reliable co-worker and a valuable asset to the team.

او یک همکار قابل اعتماد و یک دارایی ارزشمند برای تیم است.

we celebrated our co-worker's birthday with a small cake.

ما تولد همکارمان را با یک کیک کوچک جشن گرفتیم.

my co-worker shared some helpful tips for improving my skills.

همکارم نکاتی مفید برای بهبود مهارت‌هایم به اشتراک گذاشت.

it's important to maintain a good working relationship with your co-worker.

حفظ یک رابطه کاری خوب با همکارتان مهم است.

we often brainstorm ideas with our co-worker to find solutions.

ما اغلب با همکارمان ایده‌پردازی می‌کنیم تا راه‌حل پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید