colleague

[ایالات متحده]/ˈkɒliːɡ/
[بریتانیا]/ˈkɑːliːɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که با او کار می‌کند، به ویژه در یک حرفه یا کسب و کار.
Word Forms

جملات نمونه

a late colleague of mine.

همکار متوفای من

He is a colleague of mine.

او یکی از همکاران من است.

My colleague got the ax yesterday.

همکارم دیروز اخراج شد.

gave their angry colleague a wide berth.

فاصله زیادی با همکار عصبانی‌شان گرفتند.

a colleague of mine once dried in the middle of a scene.

یک بار در وسط صحنه، یکی از همکاران من خشک شد.

a colleague stumbled on the couple romping in an office.

یکی از همکاران به طور تصادفی زوجی را در حال خوشگذرانی در دفتر دید.

Don't sell your colleague short; she's a smart lawyer.

همکارتان را دست کم نگیرید؛ او یک وکیل باهوش است.

His colleagues regard him as a joke.

همکارانش او را به عنوان یک شوخی می‌بینند.

a state of brooding disquietude about a colleague's success.

حالت پریشانی و فکر کردن در مورد موفقیت یک همکار.

he chastised his colleagues for their laziness.

او همکاران خود را به دلیل تنبلی سرزنش کرد.

head and shoulders above her colleagues in analytical capability.

از نظر توانایی تحلیلی، سر و شانه هایش بالاتر از همکارانش بود.

his colleague had vanished in mysterious circumstances.

همکارش به طور مرموزی ناپدید شده بود.

Colleagues felt that there was more to his resignation than met the eye.

همکاران احساس کردند که استعفای او بیشتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد.

Her resignation put her colleagues in a spin.

استعفای او باعث سردرگمی همکارانش شد.

The disapproval of my colleagues quenched my enthusiasm for the plan.

تأیید نکردن برنامه توسط همکارانم شور و اشتیاق من را برای آن خاموش کرد.

He could face censure from his colleagues.

او ممکن است با سرزنش همکاران خود روبرو شود.

نمونه‌های واقعی

They were not friends. They were imaginary colleagues.

آنها دوست نبودند. آنها همکاران خیالی بودند.

منبع: The Big Bang Theory Season 1

I had a colleague who died decades ago.

من یک همکار داشتم که دهه‌ها پیش فوت کرد.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

As for Carmona and her two colleagues?

در مورد کارמונה و دو همکارش چه؟

منبع: Science in 60 Seconds March 2017 Collection

Have you met my colleague, Mrs Chapman?

آیا همکار من، خانم چَپمن را ملاقات کرده‌اید؟

منبع: BBC Listening December 2014 Collection

It could be a colleague with more experience.

ممکن است یک همکار با تجربه بیشتر باشد.

منبع: 2023 Celebrity High School Graduation Speech

Dave is a remarkable colleague, a big heart.

دیو یک همکار فوق العاده است، با قلبی بزرگ.

منبع: 2021 Nobel Laureates Interview Transcripts

They include former Senate colleague John McCain.

آنها شامل سناتور سابق و همکار جان مک‌کین نیز می‌شوند.

منبع: VOA Daily Standard July 2022 Collection

In the meantime, I will continue annoying my colleagues.

در این میان، من به آزار همکارانم ادامه خواهم داد.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

Instead, she praised her colleagues and Chinese traditional medicine.

به جای آن، او از همکاران و طب سنتی چینی تمجید کرد.

منبع: 21st Century English Newspaper

That's May thanking her colleagues outside parliament today.

این مِی است که امروز از همکارانش خارج از پارلمان تشکر می‌کند.

منبع: NPR News July 2016 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید