coachman

[ایالات متحده]/'kəʊtʃmən/
[بریتانیا]/'kotʃmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راننده کالسکه اسب که به شخصی اشاره دارد که کالسکه اسب را می‌راند.
Word Forms
جمعcoachmen

جملات نمونه

The coachman had a thin lash.

چاقوس نازکی داشت.

The coachman steered the carriage through the crowded streets.

گریلون، واگن را در خیابان‌های شلوغ هدایت کرد.

The coachman helped the passengers load their luggage onto the carriage.

گریلون به مسافران کمک کرد تا چمدان‌های خود را روی واگن بار کنند.

The coachman cracked the whip to urge the horses forward.

گریلون برای تشویق اسب‌ها به جلو، شلاق را زد.

The coachman wore a traditional uniform while driving the carriage.

گریلون در حین رانندگی واگن لباس فرم سنتی به تن داشت.

The coachman guided the horses with gentle commands.

گریلون با دستورات ملایم، اسب‌ها را هدایت کرد.

The coachman was responsible for the safety of the passengers during the journey.

گریلون مسئول ایمنی مسافران در طول سفر بود.

The coachman skillfully maneuvered the carriage around obstacles on the road.

گریلون به طرز ماهرانه ای واگن را دور از موانع در جاده هدایت کرد.

The coachman greeted each passenger with a smile as they boarded the carriage.

گریلون با لبخند هر مسافری را هنگام سوار شدن به واگن خوش آمد گفت.

The coachman's steady hand on the reins kept the horses in line.

دست ثابت گريلون بر دهانه ها، اسب ها را در خط نگه داشت.

The coachman's knowledge of the roads helped them navigate to their destination.

دانش گريلون از جاده ها به آنها کمک کرد تا به مقصد خود بروند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید