coastal

[ایالات متحده]/ˈkəʊstl/
[بریتانیا]/ˈkoʊstl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واقع در امتداد یا نزدیک به ساحل یا کرانه.

عبارات و ترکیب‌ها

coastal area

منطقه ساحلی

coastal city

شهر ساحلی

coastal region

منطقه ساحلی

coastal development

توسعه ساحلی

coastal erosion

فرسایش ساحلی

coastal protection

حفاظت ساحلی

coastal ecosystem

زیست‌بوم ساحلی

coastal fishing

شیرجه‌گیری ساحلی

coastal community

جامعه ساحلی

coastal waters

آب‌های ساحلی

coastal plain

دشت ساحلی

coastal engineering

مهندسی ساحلی

coastal state

کشور ساحلی

جملات نمونه

a problem unique to coastal areas.

یک مشکل منحصربه‌فرد در مناطق ساحلی

This country will fortify the coastal areas.

این کشور مناطق ساحلی را تقویت خواهد کرد.

flew the coastal route in record time.

مسیر ساحلی را به طور بی‌سابقه سریع طی کرد.

the accretion of sediments in coastal mangroves.

تکمیل رسوبات در جنگل‌های حرا ساحلی

a project to reforest the country's coastal areas.

یک پروژه برای بازسازی جنگل مناطق ساحلی کشور

small but gamy pickerel of Atlantic coastal states.

ماهی پیکرِل کوچک اما خوشمزه ای از ایالت‌های ساحلی اطلس.

fixed her residence in a coastal village.

خانه خود را در یک روستای ساحلی ثابت کرد.

a wild uninhabited coastal stretch

یک منطقه ساحلی وحشی و غیرمسکونی

he was praised for ditching the coastal areas.

به خاطر رها کردن مناطق ساحلی مورد تحسین قرار گرفت.

the coastal plain is interrupted by chains of large lagoons.

دشت ساحلی توسط زنجیره‌ای از تالاب‌های بزرگ قطع شده است.

the coastal ranges of the north-west USA.

منطقه کوهستانی ساحلی ایالات متحده غربی

نمونه‌های واقعی

The main coastal town has been evacuated.

شهرهای ساحلی اصلی تخلیه شده اند.

منبع: BBC Listening of the Month

And for researchers looking to work with coastal sea life.

و برای محققانی که به دنبال کار با حیات دریایی ساحلی هستند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Seventy percent of the world's population lives on coastal plains.

هفتاد درصد از جمعیت جهان در دشت های ساحلی زندگی می کنند.

منبع: "BBC Documentary: Home"

A hurricane would be a calamity for this low-lying coastal region.

یک گردباد برای این منطقه ساحلی پست یک فاجعه خواهد بود.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Groups like AG and Rebreath target coastal waters for cleanup.

گروه هایی مانند AG و Rebreath آبهای ساحلی را برای پاکسازی هدف قرار می دهند.

منبع: VOA Standard English_ Technology

The storm heavily damaged the coastal town of Puri.

طوفان به شدت شهر ساحلی پوری را تخریب کرد.

منبع: VOA Special English: World

Its coastal areas are threatened by rising sea levels.

مناطق ساحلی آن در معرض خطر افزایش سطح دریاها قرار دارند.

منبع: VOA Standard English_Africa

This was built in a coastal village of Northern Denmark.

این در یک روستای ساحلی در شمال دانمارک ساخته شده است.

منبع: CNN 10 Student English September 2021 Collection

Some coastal villages have already cleared out.

برخی از روستاهای ساحلی از قبل تخلیه شده اند.

منبع: PBS English News

Larger coastal cities are at risk, too.

شهرهای ساحلی بزرگتر نیز در معرض خطر هستند.

منبع: The Guardian (Article Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید