coastlines

[ایالات متحده]/ˈkəʊstlaɪnz/
[بریتانیا]/ˈkoʊstlaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطوط یا مرزهای یک سواحل؛ مناطق در امتداد سواحل

عبارات و ترکیب‌ها

beautiful coastlines

خطوط ساحلی زیبا

rugged coastlines

خطوط ساحلی ناهموار

pristine coastlines

خطوط ساحلی بکر

stunning coastlines

خطوط ساحلی خیره‌کننده

remote coastlines

خطوط ساحلی دورافتاده

tropical coastlines

خطوط ساحلی استوایی

rocky coastlines

خطوط ساحلی صخره‌ای

sandy coastlines

خطوط ساحلی شنی

urban coastlines

خطوط ساحلی شهری

protected coastlines

خطوط ساحلی محافظت‌شده

جملات نمونه

the coastlines of the country are stunning and diverse.

خطوط ساحلی این کشور خیره‌کننده و متنوع هستند.

many species of birds migrate along the coastlines.

بسیاری از گونه‌های پرندگان در امتداد خطوط ساحلی مهاجرت می‌کنند.

coastlines can be affected by rising sea levels.

خطوط ساحلی می‌توانند تحت تأثیر افزایش سطح دریاها قرار گیرند.

tourists love to explore the beautiful coastlines.

گردشگران عاشق کاوش در خطوط ساحلی زیبا هستند.

coastlines provide habitats for various marine life.

خطوط ساحلی زیستگاه‌هایی را برای حیات دریایی متنوع فراهم می‌کنند.

coastlines are often popular spots for recreational activities.

خطوط ساحلی اغلب مکان‌های محبوبی برای فعالیت‌های تفریحی هستند.

the erosion of coastlines is a serious environmental issue.

فرسایش خطوط ساحلی یک مشکل زیست محیطی جدی است.

coastlines can vary greatly in shape and size.

خطوط ساحلی می‌توانند از نظر شکل و اندازه بسیار متفاوت باشند.

local communities depend on the health of their coastlines.

جامعه محلی به سلامت خطوط ساحلی خود متکی است.

mapping coastlines helps in environmental conservation efforts.

نقشه برداری از خطوط ساحلی به تلاش‌های حفظ محیط زیست کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید